فرید مسعودی
232 members
69 photos
18 videos
4 files
4 links
نبود بال برای فردی که عاشق پرواز است ، یک مشکل بسیار کوچک به حساب می آید...

Insta: instagram.com/faridmasoudi

Tele id: @wolf_admin

Website: faridmasoudi.com
Download Telegram
to view and join the conversation
بچه‌ها آینده‌هاتون رو نکُشید
استاد آینده چطوره میمیره
تو دل روزمرگی
@faridmasoudi
نمیدونم حالت بیداری بود یا خواب
یه فردی رو دیدم
خودشو معرفی نکرد
ولی من متوجه شدم که فرشته مرگه
بهم گفت بیا بریم و زندگیت تموم شد
همین جمله رو گفت و بعدش جسمم خورد زمین و من از بدنم جدا شدم
توی دستم چندتا وسیله بود
که اونا هم بدجور خوردن زمین
حس از دست دادن جسم
و اون وسایل
خیلی دردناک بود
اون فرد عجله‌ای نداشت
و بهم استرسی نمی‌داد
چند ثانیه بهم زمان داد
و من به خودم اومدم
و بهش گفتم باشه بریم
و بعد دستمو گرفت
و از پنجره خارج شدیم
تا خارج شدیم
یهو بدون اینکه چیزی بگه
و چیزی بگم
دستمو ول کرد
همه جا سیاه شد
صدایی دیگه شنیده نمی‌شد
این حرکت پایان احساس رهایی بود
بعدش من چشممو باز کردم
دیدم که روی زمینم
چند لحظه بعدش
طپش
دوباره قلبمو حس کردم...

9:50
99.09.19
👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
چقدر زیباست آینده‌ای که
در آن
هیچ اثری از گذشته نباشد؛
و چقدر
پوچ هست
گذشته‌ای که
در آن اثری از آینده نباشد.
@faridmasoudi
ای کاش حافظم پاک می‌شد و بعضی آدم‌ها، کارها، تجربیات و حتی بعضی از اشتباهاتم رو دوباره تکرار می‌کردم... 😊

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
کمی غریب است که بیاندیشیم، حسِ تنهایی دست رنج تنها بودن است، بلکه تنهایی حاصل زندگی مکرر در ذهن خودمان بافردیست که تمامِمان را فرا گرفته است؛ آنقدر که گویی حجم بودنش ما را نسبت به هرآنچه در اطرفمان می‌گذرد هم بی تفاوت کرده است.

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
و در نهایت قبل از مرگ با تمام کارهایی که ترس انجام آن‌ها را داشتیم، مواجه خواهیم شد.

@faridmasoudi
چهره ام خندان
رفتارم عادی
خوابم سر وقت

وقتی همه چیز خوب است
شما چطور غصه‌هایم را خواهید دید؟

دنیا رو محکم گرفتم
درونم را رها کردم

وقتی همه چیز به ظاهر خوب است
شما از کجا خواهید فهمید با چه کسی می‌جنگم؟

وقتی من استوار راه میروم
وقتی کسی به دنبالم نیست
شما از کجا خواهید فهمید که از چه کسی فرار میکنم؟

زمانی که همه چیز با برنامه است
وقتی که من لنگ نمیزنم
شما از کجا خواهید فهمید پاهایم درد می‌کنند؟

وقتی که جواب چطوری: خوبم هست
‌وقتی من خم نمیشوم
وقتی که دستم را روی قلبم نمیگذارم
شما درد قلبم را از کجا خواهی فهمید؟

دیوانگی تا حدی که دیگر دیوارها هم با من حرف نمی‌زنند
عشق تا حدی که دیگر تو را نمیخواهم
موفقیت تا حدی که دیگر به موفقیت فکر نمیکنم

وقتی من از شما کمک نمیخواهم
شما چطور به من کمک خواهی کرد؟

وقتی به شکل بیدارها خوابیده‌ام
شما چطور خواهی فهمید که من خوابم؟

شما هیچ وقت مرا از خواب بیدار نخواهی کرد
من هیچ وقت بیدار نخواهم شد

ما هیچ وقت
ما هیچ وقت
دردهای هم را نخواهیم فهمید

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
- بچه‌ها سعی کنید آتشی که گرفتارش شدید رو خاموش کنید
+ استاد مگه ما داریم میسوزیم
- خودتون نه ولی عمرتون آره
@faridmasoudi
یلداتون مبارک ❤️

«گفتند که نیست از شب یلدا درازتر، ‏پیداست که عاشق نبوده‌اند»
قرار نبود تو شیرین باشی
قرار نبود فرهاد شوم
قرار نبود لیلایی کنی
قرار نبود مجنونت شوم

شبی از شب ها، از جام عشق نوشیدیم
من بودم و تو بودی و جام و سبو
در مستی خود گیج و حیران بودیم
افتاب که طلوع کرد؛
از منو تو ، جز "منو تو" نمانده بود!

افسوس که بزرگ ترین راستی ها ، با مستی همراهند...

@faridmasoudi
وقتی از کسی می‌خواهیم که تغییر کند تا عاشق او شویم یا حتی او را دوست بداریم، این یعنی ما از روی شرایط است که او را پذیرفته‌ایم و این به معنی عشق و یا دوست داشتن نیست، بلکه به معنی اقدامی برای قابل تحمل شدن آن فرد است؛ حتی آلن دوباتن هم در کتاب سیر عشق به گونه‌ای دیگر نوشته است که: اگر حقیقتا عاشق کسی باشیم به هیچ وجه از او نمی‌خواهیم که تغییر کند.

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
با خودت هر روز تکرار کن

زندگی کوتاه‌تر از آن است که با آدم‌های خسته کننده سر و کله بزنم.
زندگی کوتاه‌تر از آن است که .... (خودت برای خودت پرش کن و هر روز تکرارش کن و بهش عمل کن)

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
به کسی که طعم عشق را نچشیده و آن را تجربه نکرده است، نمیتوان گفت که زندگی بدون عشق معنی ندارد؛ چرا که درک واقعی زندگی با عشق را ندارد.
مانند این می ماند، از فردی که در ۲۰۰ سال پیش زندگی می‌کرده است بپرسند بدون جریان برق چگونه زندگی میکنی؟
او که هیچ درکی از آن ندارد پاسخ می‌دهد به منظور روشنایی، شمع هست.

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
درد خدافظی و دل کندن از بعضی آدما اینقدر سخته که ترجیح میدی اصلا نمی‌اومدن پیشت تا مجبور نشی درد این رفتن و خدافظی رو تحمل کنی؛ حتی خدافظی‌های ساده روزمره با وجود اینکه میدونی این خدافظی به معنی پایان نیست و بلکه به معنی فعلاِ و برگشتی در کار هست...
@faridmasoudi
تو هر بلایی میتونی سرم بیار
هر کاری میخوای بکن
بعدش من می‌بخشمت
تا برایت کاری کرده باشم

تو مرا برنجان
من می‌بخشمت
تا برایت کاری کرده باشم

من منتظرم
منتظر اینکه کاری برایت بکنم
منتظر اینکه فدایت شوم

تو فقط فرصت بده
تا برایت کاری کنم
تا برایت کاری کرده باشم

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
آدمایی که شب بیداری می‌کنند
بعد از یه مدتی
دیگه هیچ شبی براشون روز نمیشه
یه نوشته‌ای هم هست که میگه:
و گاهی شب می‌آید،
شب می‌ماند،
و دیگر هیچ گاه نمیرود...
@faridmasoudi
اگر بشر از همان ابتدا به خودش می‌گفت که باید حتما بدونم تا بتونم کاری رو انجام بدم به نظرم تا الان هیچ کاری انجام نشده بود.

👤 فرید مسعودی
@faridmasoudi
Kavire Bavar
Habib
یه درختِ خشک وُ بی بر؛ میونِ کویرِ داغ…
توی ته مونده ی ذهنش؛ نقشِ پر رنگِ یه باغ…
شاخه ی سبزِ خیالش؛ سر به آسمون کشید…
بَر وُ دوشش همه پر شد؛ ز اقاقی سفید
شاخه ی سبزِ خیالش؛ سر به آسمون کشید…
بَر وُ دوشش همه پر شد؛ ز اقاقی سفید
زیرِ سایه خیالی؛ کم کمک چشماشوُ بست…
دید دو تا کفترِ چاهی؛ روی شاخه هاش نشست
زیرِ سایه خیالی؛ کم کمک چشماشوُ بست…
دید دو تا کفترِ چاهی؛ روی شاخه هاش نشست
اولی گفت؛ اگه بارون باز بباره، توو کویر…
دیگه امّا سر رسیده؛ عمرِ این درختِ پیر
دومی گفت؛ که قدیما یادمه، کویر نبود…
جنگل و پرنده بود و گذرِ زلالِ رود
گفتن وُ از جا پریدن؛ با یه دنیا خاطره…
اون درخت امّا هنوزم؛ توو کویرِ باوره
گفتن وُ از جا پریدن؛ با یه دنیا خاطره…
اون درخت امّا هنوزم؛ توو کویرِ باوره
@faridmasoudi