💡 وقتی عبدالحسین نوشین با تئاتر پارس (فرهنگ) قطع همکاری کرد آرزوی اولیهاش پر رنگتر شد؛ ساخت یک سالن تئاتر حرفهای برای اجرای تئاتری حرفهایتر! نوشین را پدر تئاتر نوین ایران میدانند. وی در سال ۱۳۰۷ با جمعی از دانشجویان ممتاز به بلاد فرنگ میرود و آنجا فیلاش یاد هندوستان میکند! در فرانسه با همه مخالفتها خصوصا مخالفت سرپرست دانشجویان در آن ایام (اسماعیل مرآت) در کنسرواتوار تئاتر تولوز نام نویسی میکند. همین تصمیم باعث قطع ارز تحصیلی او میشود. نوشین اما پا پس نمیکشد، تابستانها به ایران میآمد تئاتر اجرا میکرد و با پول آن در فرانسه ادامه تحصیل میداد تا در سال ۱۳۱۱ بعد از فارغالتحصیلی به نیت همیشه اما برای دورهای کمتر از ۲۰ سال، به ایران بر میگردد.
🔸 اگر قرار بر نوشتن درباره تاثیر نوشین در تئاتر ایران، شاگردان او، و نمایشهایی که وی اجرا کرده باشد خود مثنوی هفتاد من کاغذ است و در سیصد چهارصد کلمه به هیچ عنوان نمیگنجند و ما هیچوقت به کوچه ملی و تئاتر فردوسی نمیرسیم.
🔸 نوشین در سال ۱۳۱۸ به عنوان استاد، در هنرستان عالی هنرپیشگی تهران مشغول به تدریس میشود و در سال ۱۳۲۰ به حزب توده میپیوندد. وقتی ستاره نوشین شروع به درخشش میکند، رفقای حزبی به او میتازند که چرا تاتر پیشرو ایران نباید تعهد انقلابی خود را بر عهده بگیرد؟ چرا موضوعهایی از جنبشهای انقلابی داخلی را که نقش طبقهی کارگر در آن مطرح باشد، روی صحنه نمیآورید؟ هر قدر نوشین استدلال میکرد که هنوز بافت دراماتیک نمایشنامههای ایرانی پایه و مایهای ندارد به گوش رفقا نمیرفت. اما نوشین هم حاضر نبود تئاتر را قربانی مسائل عقیدتی کند. در این زمان نوشین با صاحبان تئاتر پارس هم به مشکل خوردهبود آنها برای سود بیشتر میخواستند اجراهای نوشین دو سانس شود اما تئاتر حرفهای که نوشین بنیان آن را گذاشتهبود بیشتر از یک سانس اجرا نمیرفت. تابستانها نیز مثل تئاتر فرانسه به گروه تعطیلی میداد، همچنین زیر بار پیش پردهخوانی نمیرفت (پیش پردهخوانی: تصنیفهای فکاهی انتقادی که در فاصلهی میان دو پردهی تئاتر میخواندند. از پیش پرده خوانان آنزمان به استاد عزت الله انتظامی و مرتضی احمدی اشاره کرد).
🔸 رفقای حزبی نوشین در این گیر و دار یک نمایشنامه به اسم "خان لنکران" که از هرگونه ارزش دراماتیک تهی بود را به او قالب کردند! نوشین تحت فشار حزب نمایش را اجرا کرد اما تئاتر را کنار گذاشت و به فعالیت سیاسی صرف پرداخت. بعد از وقایع آذربایجان حزب فعالیتهای ادبی و هنری و آموزشیاش را در راس برنامههایش قرار داد و با سلام و صلوات (با اینکه تودهای ها بعدا نمازخوان شدند اما آن زمان صلوات نمیفرستاند) موانع تشکیلاتی جلوی نوشین را برداشتند.
🔸 بخت با نوشین یار بود چرا که دو نفر از تجار ثروتمند بازار به نام وثیقی و عبدالکریم عمویی برای ساختن یک تئاتر مدرن زیر نظر نوشین اعلام آمادگی کردند. اولین شرط نوشین عدم دخالت صاحبان تئاتر در کار هنری تئاتر بود که مورد قبول قرار گرفت و کلیه اختیارات و مسئولیتها از قبیل انتخاب نمایشنامه، هنرپیشه و تنظیم برنامهها بر عهدهی خود نوشین افتاد. به این ترتیب اولین تئاتر ایران با صحنهی گردان، در کوچه ملی بین خیابان #لالهزار و فردوسی، کمی بالاتر از حزب توده ساخته شد.
🔸 هم زمان نوشین کلاس تئاتری برای پیدا کردن استعدادهای جوان و پرورش تکنیک هنرپیشگان همکار، تشکیل داد. نوشین زبان مخصوصی برای تئاتر انتخاب کرد. قبل از آن تئاترهای جدی در گراند هتل و غیره با زبان کتابی دیالوگ میگفتند و تئاترهای معروف به روحوضی با زبان کوچه و بازار و به اصطلاح عامیانه. زبان نوشین زبان عامیانهی دور از ابتذال بود. نوشین به رفتار فردی، اجتماعی و درک هنری و اطلاعات عمومی هنرمندان اهمیت میداد اما هیچکدام برای او به اندازهی دانش ادبی هنرمند مهم نبود. به همین خاطر کلاسی با تدریس استاد بزرگ ادبیات، پرویز ناتل خانلری برگزار کرد تا متنهای ادبی را به شاگردان بیاموزد. جالب اینجاست نوشین شرکت در کلاسهای دکتر خانلری را – به قول امروزیها – سفت و سختتر میگرفت و وای به حال هنرمندی که در آن کلاسها شرکت نمیکرد.
🔸 نوشین نام فردوسی را برای تئاتر جدیدالتاسیس انتخاب کرد که با اعتراض رفقای حزبی رو به رو شد. توده ایها فردوسی را متهم به افکار شوونیستی و بیتوجهی به ارزشهای انقلابی تودههای محروم میکردند. نوشین اما زیر بار نمیرفت چرا که میدانست فردوسی بزرگترین حماسه سرا و شاهنامه بزرگترین اثر ادبی و دراماتیک ایران است و روی این حرف خود پافشاری و سماجت میکرد تا جایی که کاملا کلافه شد و با حالتی عصبی گفت: «کم کم حرفهایی زده میشود که آدم از شرکت در چنین جلسهای خجالت میکشد.» سپس جلسه را ترک گفت و تابلو فردوسی را بر سر در تئاتر نصب کرد.
#لالهزار_گردی | @ecowat
🔸 اگر قرار بر نوشتن درباره تاثیر نوشین در تئاتر ایران، شاگردان او، و نمایشهایی که وی اجرا کرده باشد خود مثنوی هفتاد من کاغذ است و در سیصد چهارصد کلمه به هیچ عنوان نمیگنجند و ما هیچوقت به کوچه ملی و تئاتر فردوسی نمیرسیم.
🔸 نوشین در سال ۱۳۱۸ به عنوان استاد، در هنرستان عالی هنرپیشگی تهران مشغول به تدریس میشود و در سال ۱۳۲۰ به حزب توده میپیوندد. وقتی ستاره نوشین شروع به درخشش میکند، رفقای حزبی به او میتازند که چرا تاتر پیشرو ایران نباید تعهد انقلابی خود را بر عهده بگیرد؟ چرا موضوعهایی از جنبشهای انقلابی داخلی را که نقش طبقهی کارگر در آن مطرح باشد، روی صحنه نمیآورید؟ هر قدر نوشین استدلال میکرد که هنوز بافت دراماتیک نمایشنامههای ایرانی پایه و مایهای ندارد به گوش رفقا نمیرفت. اما نوشین هم حاضر نبود تئاتر را قربانی مسائل عقیدتی کند. در این زمان نوشین با صاحبان تئاتر پارس هم به مشکل خوردهبود آنها برای سود بیشتر میخواستند اجراهای نوشین دو سانس شود اما تئاتر حرفهای که نوشین بنیان آن را گذاشتهبود بیشتر از یک سانس اجرا نمیرفت. تابستانها نیز مثل تئاتر فرانسه به گروه تعطیلی میداد، همچنین زیر بار پیش پردهخوانی نمیرفت (پیش پردهخوانی: تصنیفهای فکاهی انتقادی که در فاصلهی میان دو پردهی تئاتر میخواندند. از پیش پرده خوانان آنزمان به استاد عزت الله انتظامی و مرتضی احمدی اشاره کرد).
🔸 رفقای حزبی نوشین در این گیر و دار یک نمایشنامه به اسم "خان لنکران" که از هرگونه ارزش دراماتیک تهی بود را به او قالب کردند! نوشین تحت فشار حزب نمایش را اجرا کرد اما تئاتر را کنار گذاشت و به فعالیت سیاسی صرف پرداخت. بعد از وقایع آذربایجان حزب فعالیتهای ادبی و هنری و آموزشیاش را در راس برنامههایش قرار داد و با سلام و صلوات (با اینکه تودهای ها بعدا نمازخوان شدند اما آن زمان صلوات نمیفرستاند) موانع تشکیلاتی جلوی نوشین را برداشتند.
🔸 بخت با نوشین یار بود چرا که دو نفر از تجار ثروتمند بازار به نام وثیقی و عبدالکریم عمویی برای ساختن یک تئاتر مدرن زیر نظر نوشین اعلام آمادگی کردند. اولین شرط نوشین عدم دخالت صاحبان تئاتر در کار هنری تئاتر بود که مورد قبول قرار گرفت و کلیه اختیارات و مسئولیتها از قبیل انتخاب نمایشنامه، هنرپیشه و تنظیم برنامهها بر عهدهی خود نوشین افتاد. به این ترتیب اولین تئاتر ایران با صحنهی گردان، در کوچه ملی بین خیابان #لالهزار و فردوسی، کمی بالاتر از حزب توده ساخته شد.
🔸 هم زمان نوشین کلاس تئاتری برای پیدا کردن استعدادهای جوان و پرورش تکنیک هنرپیشگان همکار، تشکیل داد. نوشین زبان مخصوصی برای تئاتر انتخاب کرد. قبل از آن تئاترهای جدی در گراند هتل و غیره با زبان کتابی دیالوگ میگفتند و تئاترهای معروف به روحوضی با زبان کوچه و بازار و به اصطلاح عامیانه. زبان نوشین زبان عامیانهی دور از ابتذال بود. نوشین به رفتار فردی، اجتماعی و درک هنری و اطلاعات عمومی هنرمندان اهمیت میداد اما هیچکدام برای او به اندازهی دانش ادبی هنرمند مهم نبود. به همین خاطر کلاسی با تدریس استاد بزرگ ادبیات، پرویز ناتل خانلری برگزار کرد تا متنهای ادبی را به شاگردان بیاموزد. جالب اینجاست نوشین شرکت در کلاسهای دکتر خانلری را – به قول امروزیها – سفت و سختتر میگرفت و وای به حال هنرمندی که در آن کلاسها شرکت نمیکرد.
🔸 نوشین نام فردوسی را برای تئاتر جدیدالتاسیس انتخاب کرد که با اعتراض رفقای حزبی رو به رو شد. توده ایها فردوسی را متهم به افکار شوونیستی و بیتوجهی به ارزشهای انقلابی تودههای محروم میکردند. نوشین اما زیر بار نمیرفت چرا که میدانست فردوسی بزرگترین حماسه سرا و شاهنامه بزرگترین اثر ادبی و دراماتیک ایران است و روی این حرف خود پافشاری و سماجت میکرد تا جایی که کاملا کلافه شد و با حالتی عصبی گفت: «کم کم حرفهایی زده میشود که آدم از شرکت در چنین جلسهای خجالت میکشد.» سپس جلسه را ترک گفت و تابلو فردوسی را بر سر در تئاتر نصب کرد.
#لالهزار_گردی | @ecowat
💡 پروژکتور ۶۰ وات COB LED
💳 قیمت ۳۷۴٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=448
💳 قیمت ۳۷۴٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=448
💡 چراغ خیابانی مدولار ۱۰۰ وات
💳 قیمت ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=1450
💳 قیمت ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=1450
💡 اشخاص زیادی اوقات فراغت خودشان را به همراه دوستانشان در کافهای مشخص میگذرانند یا از کافه جهت انجام کارهای روزمرهشان استفاده میکنند. نورپردازی کافه یکی از آن نکاتی است که اگر به درستی طراحی و پیاده سازی شود میتواند تبدیل به برگ برنده شود. در این مقاله در رابطه با نورپردازی کافه و تاثیری که نورپردازی کافه در برخورد اول مشتریان دارد صحبت میکنیم.
🔸 نورپردازی کافه و تاثیرگذاری بر مشتری در برخورد اول
🔹 ecowat.ir/?p=2436
🔸 نورپردازی کافه و تاثیرگذاری بر مشتری در برخورد اول
🔹 ecowat.ir/?p=2436
اکووات
🔹 #لالهزار_گردی: قسمت هجدهم: آمریکایی در لالهزار!
💡 در سلطنت محمد شاه قاجار (بعد از فتحعلی شاه و قبل از ناصرالدین شاه به عبارتی میکند سومین شاه) جاستین پرکینز کشیش پروتستان، پای آمریکاییها را در ایران باز کرد. البته آن آمریکایی بیآزار بود و حتی اولین مدرسهی مدرن ایران را در ارومیه برای آشوریان دایر کرد، اما نباید گول این حرفها را خورد. اگر همان اول گربه را دم حجله کشته بودند، کار به جایی نمیرسید که وقتی مورگان شوستر (مستشاری که برای اصلاح مالیه به عنوان خزانهدار کل به استخدام دولت ایران در آمده بود) را اخراج میکنند، عارف قزوینی برایش شعر بنویسد:
ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود / جان فدایش کن و نگذار که مهمان برود
🔸 با همهی این مهمان نوازیها، شوستر در کتاباش مینویسد:
«فرار ایرانیان از پرداخت مالیات، برای آنان به صورت یک عادت درآمده است و مجبور ساختنشان به ترک این عادت آسان نخواهد بود و تا مسئله مالیاتگیری دقیق در ایران حل نشود و در این مورد دقت لازم به عمل نیاید هیچ یک از مشکلات این کشور برطرف نخواهدشد. قدرت دولتها از مالیات رونق میگیرد همانطور که در بررسی تاریخ ملل، اضمحلال زمامداریها نیز با مالیات مرتبط بوده.»
🔸 واقعا این آمریکایی ها مصداق نمک خوردن و نمکدان شکستن هستند. تازه به همه کاری هم کار دارند. خلاصه روابط بین ایران و آمریکا بعد از تاسیس سفارتهای دو کشور در تهران و واشنگتن قوام بیشتری پیدا کرد. البته دولت آمریکا در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، اولین سفیر ایران (حسینقلی خان صدرالسلطنه) را به خاطر ذبح گوسفند در بالکن هتلی در نیویورک، به تهران دیپورت کرده و حاجی واشنگتن مورد غضب شاه قرار گرفت که : «ما را نزد جوانترین دولت دنیا بیآبرو کردی و ملت چندین هزار ساله ما سخره عالمیان کردی. خدا از تو نگذرد»
🔸 بعد از شهریور ۱۳۲۰ حضور آمریکاییها در تهران بیشتر شد، به چند دلیل. یکی از غیر مهمترین دلیلها، اشغال ایران توسط نیروهای متفقین (شوروی، انگلیس و آمریکا) بود. به هر حال در مملکت غریب سربازان بنده خدا یا مستشاران باید قدری هم به گشتوگذار بپردازند، اما در حوزه ماموریتی که به خاطر آن حق توحش میگیرند آخر چه گشت و گذاری؟ چه تفریحی؟
🔸 کاریکاتوری که عکس این قسمت #لالهزار گردی است را یکی از مستشاران آمریکایی در دورهی خدمتش کشیده که در آن کافههای ساز و ضربی، رقص عربی، بارهای آمریکایی، رستورانهای لهستانی، سواری با درشکه، دستفروش روس، قهوه خانههایی که قهوه و وودکا سرو میکنند و … مشاهده میشود. بندگان خدا در این ماموریتها پوست استخوان شدند.
#لالهزار_گردی | @ecowat
ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود / جان فدایش کن و نگذار که مهمان برود
🔸 با همهی این مهمان نوازیها، شوستر در کتاباش مینویسد:
«فرار ایرانیان از پرداخت مالیات، برای آنان به صورت یک عادت درآمده است و مجبور ساختنشان به ترک این عادت آسان نخواهد بود و تا مسئله مالیاتگیری دقیق در ایران حل نشود و در این مورد دقت لازم به عمل نیاید هیچ یک از مشکلات این کشور برطرف نخواهدشد. قدرت دولتها از مالیات رونق میگیرد همانطور که در بررسی تاریخ ملل، اضمحلال زمامداریها نیز با مالیات مرتبط بوده.»
🔸 واقعا این آمریکایی ها مصداق نمک خوردن و نمکدان شکستن هستند. تازه به همه کاری هم کار دارند. خلاصه روابط بین ایران و آمریکا بعد از تاسیس سفارتهای دو کشور در تهران و واشنگتن قوام بیشتری پیدا کرد. البته دولت آمریکا در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، اولین سفیر ایران (حسینقلی خان صدرالسلطنه) را به خاطر ذبح گوسفند در بالکن هتلی در نیویورک، به تهران دیپورت کرده و حاجی واشنگتن مورد غضب شاه قرار گرفت که : «ما را نزد جوانترین دولت دنیا بیآبرو کردی و ملت چندین هزار ساله ما سخره عالمیان کردی. خدا از تو نگذرد»
🔸 بعد از شهریور ۱۳۲۰ حضور آمریکاییها در تهران بیشتر شد، به چند دلیل. یکی از غیر مهمترین دلیلها، اشغال ایران توسط نیروهای متفقین (شوروی، انگلیس و آمریکا) بود. به هر حال در مملکت غریب سربازان بنده خدا یا مستشاران باید قدری هم به گشتوگذار بپردازند، اما در حوزه ماموریتی که به خاطر آن حق توحش میگیرند آخر چه گشت و گذاری؟ چه تفریحی؟
🔸 کاریکاتوری که عکس این قسمت #لالهزار گردی است را یکی از مستشاران آمریکایی در دورهی خدمتش کشیده که در آن کافههای ساز و ضربی، رقص عربی، بارهای آمریکایی، رستورانهای لهستانی، سواری با درشکه، دستفروش روس، قهوه خانههایی که قهوه و وودکا سرو میکنند و … مشاهده میشود. بندگان خدا در این ماموریتها پوست استخوان شدند.
#لالهزار_گردی | @ecowat
💡 چراغ روکار طرح ریلی ۳۵ وات COB LED - تمام مشکی
💳 قیمت ۲۳۰٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=1412
💳 قیمت ۲۳۰٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=1412
💡 چراغهای ریلی زیبایی و ویژگیهای منحصر به فردی دارند و خیلی کم پیش میآید که دچار خرابی شوند که البته با رعایت چند نکته میتوان احتمال وقوع این مشکلات را کاهش داد. در این مقاله از وبلاگ اکووات در رابطه با نکات مرتبط با نگهداری و تعمیر چراغ ریلی صحبت میکنیم.
🔸 نکاتی در رابطه با نگهداری و تعمیر چراغ ریلی
🔹 ecowat.ir/?p=2449
🔸 نکاتی در رابطه با نگهداری و تعمیر چراغ ریلی
🔹 ecowat.ir/?p=2449
💡 چراغ فکی ۳۵ وات COB LED
💳 قیمت ۲۹۰٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=896
💳 قیمت ۲۹۰٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=896
🔸 آموزش دیالوکس اکووات: قسمت چهارم – طراحی برج نوری با پروژکتورهای ۱۸۰ وات اکووات
🔹 ecowat.ir/?p=2452
🔹 ecowat.ir/?p=2452
اکووات
🔹 #لالهزار_گردی: قسمت نوزدهم: شهریور بیست!
💡 بیست سال پس از اجرای قانون نظام وظیفه اجباری به تصمیم شورای عالی جنگ در روز چهار شهریور این قانون لغو شد.
🔸 شورای عالی جنگ (متکشل از دولتمردان و نظامیان) به دستور رضاشاه و بعد از حملهی متفقین به مرز های ایران تشکیل شده بود. وقتی رضاشاه پرسید «خب آقایان چه کار کنیم؟»، همه ساکت بودند و دولتمردان شانه خالی کردند که «ما نظامی نیستیم» و نظامیان میگفتند «ما از مقدماتی که دولتمردان تهیه دیده بودند بی اطلاع بودیم به همین خاطر غافلگیر شدیم».
🔸 هفته پیش بود که فرماندهان نظامی فریاد میزدند که «اگر روس حمله کند چنین و چنان میکنیم». همان موقع حاجعلی رزمآرا برخاسته بود و بعد از مختصر توضیحی دربارهی تجهیزات مدرن اروپا و روشهای نوین جنگ گفته بود «نه تنها امکان مقاومت نداریم بلکه حتی برای پنج روز هم آذوقه در انبار های ارتش نیست». البته اگر سرلشکر عبدالله هدایت گفتههای او را تایید نمیکرد، احتمالا مورد غضب شاه قرار میگرفت.
🔸 تصمیم شورای عالی به لغو نظام وظیفه ختم نشد. شورا برای آن دسته از سربازان روستایی که جایی برای گریختن نداشتند، سی و پنج تومان حقوق تعیین کرد تا به غارت نپردازند. اما این تصمیم برای اولین بار بعد از کودتا ۱۲۹۹ و بدون اطلاع رضا شاه گرفته شده بود. فردا صبح فریادها و فحشهای مستهجن شاه بلند شد و با دست خود پاگون و درجات امیران مسئول را کند و تا جایی پیش رفت که خواست خاطیان را همان جا اعدام کند. دولتیان به عجز افتاده و با نگاه از ولیعهد که شاهد ماجرا بود کمک خواستند.
🔸 در این میان دسته دسته سربازان در شهرها میگشتند و برای یک لقمه نان، با لباس پاره پوره سربازی و لب های پوست پوست شده و صورت آفتاب سوخته یا گدایی میکردند یا گوشهای افتاده بودند و جان میکندند. عدهی زیادی از ایشان در بیابانها تلف شدند. #لالهزار میزبان این از همه جا راندهها بود. سربازان فکر میکردند در این خیابان پر زرق و برق شاید راه نجاتی باشد. حتما آدم حسابیها از اینجا رد میشوند. حتما ...
#لالهزار_گردی | @ecowat
🔸 شورای عالی جنگ (متکشل از دولتمردان و نظامیان) به دستور رضاشاه و بعد از حملهی متفقین به مرز های ایران تشکیل شده بود. وقتی رضاشاه پرسید «خب آقایان چه کار کنیم؟»، همه ساکت بودند و دولتمردان شانه خالی کردند که «ما نظامی نیستیم» و نظامیان میگفتند «ما از مقدماتی که دولتمردان تهیه دیده بودند بی اطلاع بودیم به همین خاطر غافلگیر شدیم».
🔸 هفته پیش بود که فرماندهان نظامی فریاد میزدند که «اگر روس حمله کند چنین و چنان میکنیم». همان موقع حاجعلی رزمآرا برخاسته بود و بعد از مختصر توضیحی دربارهی تجهیزات مدرن اروپا و روشهای نوین جنگ گفته بود «نه تنها امکان مقاومت نداریم بلکه حتی برای پنج روز هم آذوقه در انبار های ارتش نیست». البته اگر سرلشکر عبدالله هدایت گفتههای او را تایید نمیکرد، احتمالا مورد غضب شاه قرار میگرفت.
🔸 تصمیم شورای عالی به لغو نظام وظیفه ختم نشد. شورا برای آن دسته از سربازان روستایی که جایی برای گریختن نداشتند، سی و پنج تومان حقوق تعیین کرد تا به غارت نپردازند. اما این تصمیم برای اولین بار بعد از کودتا ۱۲۹۹ و بدون اطلاع رضا شاه گرفته شده بود. فردا صبح فریادها و فحشهای مستهجن شاه بلند شد و با دست خود پاگون و درجات امیران مسئول را کند و تا جایی پیش رفت که خواست خاطیان را همان جا اعدام کند. دولتیان به عجز افتاده و با نگاه از ولیعهد که شاهد ماجرا بود کمک خواستند.
🔸 در این میان دسته دسته سربازان در شهرها میگشتند و برای یک لقمه نان، با لباس پاره پوره سربازی و لب های پوست پوست شده و صورت آفتاب سوخته یا گدایی میکردند یا گوشهای افتاده بودند و جان میکندند. عدهی زیادی از ایشان در بیابانها تلف شدند. #لالهزار میزبان این از همه جا راندهها بود. سربازان فکر میکردند در این خیابان پر زرق و برق شاید راه نجاتی باشد. حتما آدم حسابیها از اینجا رد میشوند. حتما ...
#لالهزار_گردی | @ecowat
💡 چراغ ریلی ۱۵ وات COB LED تیپ B - مشکی
💳 قیمت۱۵۲٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=1295
💳 قیمت۱۵۲٫۰۰۰ تومان
🔁 سه سال گارانتی تعویض
🖥 جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت اکووات مراجعه کنید:
ecowat.ir/?p=1295
💡 روشنایی معابر از جمله مباحث مهم روشنایی عمومی طبقه بندی میشوند. در این مقاله از وبلاگ اکووات به بررسی ویژگیهای مهم و تفاوتهای روشنایی معابر با دیگر انواع روشناییهای عمومی میپردازیم.
🔸 طراحی روشنایی معابر : قسمت اول - ویژگیها و نکات مربوط به روشنایی معابر
🔹 ecowat.ir/?p=2469
🔸 طراحی روشنایی معابر : قسمت اول - ویژگیها و نکات مربوط به روشنایی معابر
🔹 ecowat.ir/?p=2469