Pouya Absalan
59 members
128 photos
6 videos
9 files
14 links
Download Telegram
to view and join the conversation
این برگ‌های سبز
زرد میشوند روزی
و من
هرچه فریاد زدم عشق را
بیشتر شد فاصله‌ها
و تو
چقدر شبیه فصل‌ها شده‌ای

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
وقتی تو نیستی
شهر بوی تو را میدهد
و تو تمام مردم شهری

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
تو...
آرامش لخش لحظه‌های نابی
بهترین فرصت برای زندگی
و زیباترین حس دنیا
تو و چشمانت...
تنها مسیر پیش رویی

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
چشم...
صادقانه‌ترین نقاط سیاه انسان‌هاست
چقدر عجیب است
در کنار تمام زیبایی‌هایت
عاشق چشمانت شده‌ام

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
#خرمشهر

شهر ویران بود
بدون حتا یک دیوار
دخترکی تنها
در پس خرابه‌ای، پنهان
جنگ بر سر خاک بود
جنگ بر سر آب است
بغضش از ترس
عروسکی داشت در دست
ناگهان در سکوت
گریه‌اش را فریاد زد
آب...
صدای شلیک گلوله
و باز سکوت

#پویا_آبسالان ( #آشوب )

پ.ن: تسلیت...
#مرگ_من

مرگ من
صدای قصه‌های آرام است
صدای فریاد‌های طوفانی
بجامانده از یک عشق
که خشکانده خون را
در رگ‌های گره خورده در هم
مرگ من
یعنی عشق وارثی نخواهد داشت
که بعد از من در تو
جنگ ادامه خواهد داشت
مرگ من
یعنی دیگر پاییز
فصل عاشقانه‌‌ای نخواهد بود

#پویا_آبسالان ( #آشوب )

عکاس: فاطیما مداح‌حسینی
حس ساختن یک رویا
"در امن آغوشت"
داشت دیوانه‌ام میکرد
قدم زدن زیر باران
روی برگ‌های پاییز
داشت دیوانه‌ام میکرد
فرار تو زیر یک سقف
خنده‌ها و خیسی موهایت
داشت دیوانه‌ام میکرد
سفلی تو با من
با رنگین‌کمان و لبخند
داشت دیوانه‌ام میکرد
چقدر خوب بود با تو
ساختن یک رویا
حسی که هر بار
از قبل، دیوانه‌ترم میکرد

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
محمدرضا سالاری،
بهترین معلمی که در طول زندگیم داشتم.
کسی که به من ادبیات رو معرفی کرد، و همیشه به نوشتن تشویقم کرد‌.
کسی که فقط یک معلم نبود، بهترین دوست زندگیم بود.
معلمی که زندگی کردن و خوب بودن رو یادم داد.
معلمی که عشق و عاشق شدن رو یادم داد.
معلمی که صبور بودن و تحمل کردن رو یادم داد.
کسی که بهم یاد داد اعتقاداتم رو برای به دست آوردن هیچ چیز و هیچکس نفروشم.
کسی که بهم یاد داد توی بدترین شرایط امیدوارم بمونم و با تمام مشکلات کنار بیام و پیشرفت کنم‌.
تا ابد مدیونتم بهترین.
امیدوارم بهترین اتفاق‌ها توی زندگیتون بیافته و همیشه در کنار خانواده‌تون شاد باشید.

#پویا_آبسالان
فراموش می‌شوی لحظه‌ای
با آتش داغ یک سیگار
ولی باز تویی
انتهای ته سیگارم

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
زیر بارون سرد، تنها قدم میزدم. آهنگی که تو دوست داشتی رو زیر لب میخوندم. ته سیگار، اسم آهنگ رو میگم. همینجوری که ادامه میدادم بالای پل رسیدم که میتونستم کل دنیا رو کامل ببینم. هرشب کارم همین بود. از بالای پل به کل دنیا نگاه میکردم. درست وقتی که دنیا خواب بود. از دور آروم اسمشو صدا میزدم و باهاش حرف میزدم. تمام اتفاقات روزمو واسش تعریف میکردم و منتظر لبخندش میشستم. ولی... . نزدیک طلوع خورشید بود و ماه داشت کم کم از دید خارج میشد. منم قبل از بیدار شدن تو از روی پل پایین رفتم.

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
باران که می‌بارد
نم نم زنده می‌شود رویای من
با تو و پاییز
قدم زدن روی برگ‌های زرد
اوایل ماه آذر

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
صدای چک چک باران
و تنهایی من در اتاقی کوچک
نگاه می‌کنم ساعت‌ها
به عکس‌های روی میز تحریرم
با مرور آرزوهایم
قلمم می‌شکند در مشتم
و باز مینویسم...
شک دارم خدایی هست!!!

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
من غم پاییز رو ترجیح میدم
به کل رنگ‌های بهار

آخه رنگ پاییز، فقط تویی...

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
#از_دل_یک_واقعیت

پدربزرگ مُرد و پدر از قبل تنهاتر شد. هنوز هم قصه‌های شب پدربزرگم را یادم هست. خیلی گذشته از زمانی که پدربزرگ با من بازی می‌کرد. خیلی گذشته از زمانی که واسم خاطرات گذشتش را تعریف می‌کرد. یادم میاد چه داستان عاشقانه‌ی جذابی داشتن با مادربزرگی که هیچوقت ندیدمش. اما عشق پدربزرگ آنقدر قشنگ بود که هنوز هم فکر می‌کنم مادربزرگم خوشکل‌ترین زنی بوده که تا آخر عمرم می‌توانستم ببینم و فرصت نشد. پدربزرگ مُرد و پدر از قبل تنهاتر شد. پدر وقت‌هایی که دیگر نمی‌توانست ادامه بدهد با پدربزرگ حرف میزد و انگار بعد از اون مکالمه‌ی کوتاه اما کاملا مخفیانه جون تازه‌ای می‌گرفت و دوباره لبخند میزد.
پدربزرگ، مَرد زندگی من بود. دقیقا مثل پدر که همیشه الگوی راهم است. خیلی شباهت‌های زیادی بین پدر و پسر نسل قبل از من بود و من میخواستم شباهت مشترک باشم.
راستی لبخند پدر محو نشده ولی من یک چیز را خوب میدانم.
وقتی پدربزرگ مُرد، پدر تنهاترین مرد زندگی‌ام شد.

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
تو یک حس مشترکی
مرز میان رویا و قول‌های من
نقطه‌ی صفر فراموشی‌ست
شروعی بدون چشم‌هایت

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
New Logo: Pouya Absalan

وقتی به اهداف بزرگ فکر می‌کنی، باید به تمام جزئیات دقت کرد. من در مدت چند ماه، قدم به راهی گذاشتم که بسیار طولانی خواهد بود. در این راه باید از هر چیزی گذشت و با هر اتفاقی مقابله کرد.
من معتقدم که بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من در همین چند ماه رخ خواهد داد. و بعد از این اتفاق بزرگ به طرز عجیبی تغییر خواهم کرد.
من در این مسیر دوستان و دشمنانی دارم که هرچند دوستانم عزیزاند، اما در نگاه من در مرحله‌ی اول همگی انسان هستند و من رسالت خود را میدانم و نمی‌توان این را نادیده گرفت. پس همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه ارزش دارند، اما به یک اندازه تاثیر گذار نخواهند بود.
این یک شروع بزرگ است، منتظر باش...

من مینویسم: "دنیا در حال تغییر است."
تو بخوان: "یک تغییر مثبت"

#پویا_آبسالان

When you think about great goals,you have to pay all your attention to all of the details. I've been entring a way since a few months ago which is endless . You must forebear everything & deal with every situation.
I believe that the biggest event in my life will have been happening during a few months later. After this situation I'll change deeply.
I will have lots of friends and enemies in that way. Although my friends are dear to me,in my point of view all of them are humen at first. I know my prophecy and it can't be ignored .So all of the human beings have the same value ; However, they won't have similar effect. It's a big beginning, wait for me...

I will write "The world is shifting."
You read it as a "positive shifting".

#Pouya_absalan

Iran
January 22, 2019
من ادامه خواهم داد
گرچه غمگینم مثل‌ یک روز بارانی
در سکوت، بی فریاد
شاید امیدی باشد در این آبادی
من ادامه خواهم داد
تا فراسوی آزادی

#پویا_آبسالان
شاید هیچوقت اون چیزی نشه که میخواستی اما باید منتظر اتفاق‌های خوب باشی.
گاهی اوقات باید همه چیز رو به دست چرخش آروم زمین سپرد.

#پویا_آبسالان
من شک دارم به سیب‌‌ها
به آیات و روایات و فتواها
مثال سرنوشتی بی سرانجام است
سر زمین تبعدی انسان‌ها
ما میانه‌ای از تاریخیم
حل شدن در حقیقت، دروغگو‌ها
من شک دارم خدایی باشد
وقتی در آسمان است، خدای خوبی‌ها

#پویا_آبسالان
من از میان سال‌های دورم
یک بهمن سخت در لحظه‌ی تشکیل
یک بغض در آمیخته با اشک
یک قطره از خزر، شاید کمی زخم
من از میان سال‌های دورم
بیانیه‌ای مهم از یک شعار
راز تحول از دل یک آبادی
جایی که خدایی نیست،
جز "آزادی"

#پویا_آبسالان