Pouya Absalan
53 members
128 photos
6 videos
10 files
14 links
Download Telegram
to view and join the conversation
#مرگ_من

مرگ من
صدای قصه‌های آرام است
صدای فریاد‌های طوفانی
بجامانده از یک عشق
که خشکانده خون را
در رگ‌های گره خورده در هم
مرگ من
یعنی عشق وارثی نخواهد داشت
که بعد از من در تو
جنگ ادامه خواهد داشت
مرگ من
یعنی دیگر پاییز
فصل عاشقانه‌‌ای نخواهد بود

#پویا_آبسالان ( #آشوب )

عکاس: فاطیما مداح‌حسینی
حس ساختن یک رویا
"در امن آغوشت"
داشت دیوانه‌ام میکرد
قدم زدن زیر باران
روی برگ‌های پاییز
داشت دیوانه‌ام میکرد
فرار تو زیر یک سقف
خنده‌ها و خیسی موهایت
داشت دیوانه‌ام میکرد
سفلی تو با من
با رنگین‌کمان و لبخند
داشت دیوانه‌ام میکرد
چقدر خوب بود با تو
ساختن یک رویا
حسی که هر بار
از قبل، دیوانه‌ترم میکرد

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
محمدرضا سالاری،
بهترین معلمی که در طول زندگیم داشتم.
کسی که به من ادبیات رو معرفی کرد، و همیشه به نوشتن تشویقم کرد‌.
کسی که فقط یک معلم نبود، بهترین دوست زندگیم بود.
معلمی که زندگی کردن و خوب بودن رو یادم داد.
معلمی که عشق و عاشق شدن رو یادم داد.
معلمی که صبور بودن و تحمل کردن رو یادم داد.
کسی که بهم یاد داد اعتقاداتم رو برای به دست آوردن هیچ چیز و هیچکس نفروشم.
کسی که بهم یاد داد توی بدترین شرایط امیدوارم بمونم و با تمام مشکلات کنار بیام و پیشرفت کنم‌.
تا ابد مدیونتم بهترین.
امیدوارم بهترین اتفاق‌ها توی زندگیتون بیافته و همیشه در کنار خانواده‌تون شاد باشید.

#پویا_آبسالان
فراموش می‌شوی لحظه‌ای
با آتش داغ یک سیگار
ولی باز تویی
انتهای ته سیگارم

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
زیر بارون سرد، تنها قدم میزدم. آهنگی که تو دوست داشتی رو زیر لب میخوندم. ته سیگار، اسم آهنگ رو میگم. همینجوری که ادامه میدادم بالای پل رسیدم که میتونستم کل دنیا رو کامل ببینم. هرشب کارم همین بود. از بالای پل به کل دنیا نگاه میکردم. درست وقتی که دنیا خواب بود. از دور آروم اسمشو صدا میزدم و باهاش حرف میزدم. تمام اتفاقات روزمو واسش تعریف میکردم و منتظر لبخندش میشستم. ولی... . نزدیک طلوع خورشید بود و ماه داشت کم کم از دید خارج میشد. منم قبل از بیدار شدن تو از روی پل پایین رفتم.

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
باران که می‌بارد
نم نم زنده می‌شود رویای من
با تو و پاییز
قدم زدن روی برگ‌های زرد
اوایل ماه آذر

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
صدای چک چک باران
و تنهایی من در اتاقی کوچک
نگاه می‌کنم ساعت‌ها
به عکس‌های روی میز تحریرم
با مرور آرزوهایم
قلمم می‌شکند در مشتم
و باز مینویسم...
شک دارم خدایی هست!!!

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
من غم پاییز رو ترجیح میدم
به کل رنگ‌های بهار

آخه رنگ پاییز، فقط تویی...

#پویا_آبسالان ( #آشوب )
توی پاییز مجاور
وسطای ماه #آذر
شد قرارمون که باهم
بزنیم به سیم آخر
Link: www.PouyaAbsalan.ir
December 17, 2018
(age: Start 21)