صدای انترناسیونالیستی
391 subscribers
107 photos
2 videos
38 files
143 links
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Download Telegram
to view and join the conversation
بقیه از پست قبلی
زنان بورژوا همیشه از استثمار زنان کارگر دفاع کرده اند. زنان بورژوا وقتی در راس قدرت قرار میگیرند همان سیاست های بورژوائی را بکار می برند که همکاران مردشان قبلا بکار میبردند. نام «بانوی آهنین» بریتانیا، مارگرت تاچر با بسته شدن دهها معدن و اخراج و بیکار شدن و بی خانمانی هزاران کارگر مترادف شده است. میزان «روحیۀ لطیف» این جانی را در رسیدگی به خواستهای زندانیان ارتش جمهوری خواه ایرلند شمالی میتوان سنجید که چگونه شاهد مرگ تدریجی و پی در پی زندانیان در اثر اعتصاب غذا بود، بدون اینکه ابتدائی ترین خواستهای آنها را بپذیرد. پذیرش زندانیان ارتش جمهوری خواه ایرلند شمالی بعنوان زندانیان سیاسی و نه بعنوان جنایتکاران. صدها هزار سرباز عراقی (در واقع کارگر در لباس نظامی) در جنگ اول خلیج با سیاست تاچریسم قتل عام شدند.

تاریخ طبقه کارگر مملو از انسانی ترین همبستگی طبقاتی زنان طبقه کارگر بوده است. زنان طبقه کارگر پرشورترین نبردها را در تاریخ طبقه کارگر به ثبت رسانده اند. گاها بخاطر شرایط شان بیشتر از مردان طبقه کارگر با خطر مواجه شده اند. زمانی که فرهنگ طفیلی بورژوائی، جایگاه زن را فقط در خدمت مردان بودن ارزیابی میکرد، طبقۀ کارگر هزاران ستارۀ درخشان از خود ارائه داده است. رزا لوکزامبورگ، کلارا زتکین، الکساندرا کولنتای و دیگران تنها چند نمونه آن هستند. اولین وزیر زن در تاریخ بشریت، الکساندرا کولنتای است که بعد از انقلاب اکتبر به وزارت رسید. این در حالی است که بورژوازی حتی برای زنان حق رای قائل نبود. روزا لوکزامبورگ همچنان یک منبع الهام بخش برای پرولتاریاست. آموزه های این تئوریسین برجسته طبقه کارگر، همچنان چراغ راهنما نه تنها برای زنان طبقه کارگر بلکه برای مردان طبقه کارگر در نبردهایشان هست.

ریشه ستم بر زنان نه در خصوصیات ستمگرانۀ مردان بلکه در نظام طبقاتی و روابط تولیدی سرمایه داری است. تنها با از میان رفتن زمینه های مادی این ستم یعنی روابط تولیدی سرمایه داری و بردگی مزدی است که زمینه های سلطۀ اقتصادی این چنین ستمی نیزاز بین می رود. زنان کارگر بازو در بازو با مردان کارگر همچون تنی واحد، همچون یک طبقه باید با نبرد های طبقاتیشان، نه تنها خودشان را بلکه به زندگی طفیلی زنان طبقۀ بورژوا نیز خاتمه دهند و یک زندگی شایستۀ انسانی برای بشریت بوجود بیاورند. تنها افق پیش روی طبقۀ کارگر مبارزۀ طبقاتی است و رهائی واقعی زنان تنها در جامغۀ بدون طبقۀ کمونیستی امکان پذیر است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
عصر امپریالیسم، عصر تضعیف حوزۀ نفوذ همدیگر

جنگ جهانی اول بیانگر آن بود که سرمایه داری وارد دوران انحطاط خود شده و نظام سرمایه داری در سطح جهانی وارد دوران امپریالیسم شده است. امپریالیسم مقطعی از زندگی سرمایه داری است و برای هیچ کشوری جای گریزی از آن وجود نداشته و ندارد. با جهانی شدن بازار سرمایه در ابتدای قرن بیستم، مناطق تجاری و مناطق نفوذ بین کشورهای پیشرفته سرمایه داری تقسیم شد، حوزه نفوذ و تجارت جایگزین سیاست مستعمراتی شد. این تقسیمات به تشدید رقابت بین قدرتهای بزرگ و کوچک منجر شد که در روند خود، این رقابت ها منجر به تنش نظامی شد. این امرهمچنین منجربه توسعه بی سابقه سلاح و تسلیم فزآینده همه حیات اقتصادی اجتماعی به الزامات نظامی و آمادگی دایمی برای جنگ شده است.

این رویارویی و درگیری دایمی، جنگ را به عنوان چشم اندازی و نظامی گری را به عنوان شیوه زندگی تمام کشورها، چه بزرگ، چه کوچک، قدرتمند یا ضعیف، چه متجاوز و چه قربانی رقم زده است. انحصار امپریالیستی فقط منحصرا دراختیار قدرت های بزرگ جهان نیست، امروز امپریالیسم قسمت جدایی ناپذیر هر کشوری است که تلاش دارد بقای خود را تضمین کند.

سرمایه ملی در رقابت حاد امپریالیستی به ناچار مجبور است خود را به طریقی سازماندهی کند که در خارج از مرزها بتواند از لحاظ اقتصادی و نظامی با رقبای خارجی خود به رقابت بپردازد و در سطح داخلی با تشدید و افزایش تضادهای اجتماعی مقابله کند. تنها قدرتی که در جامعه قادر به انجام این وظایف می باشد، دولت سرمایه است. فقط دولت می تواند، اقتصاد ملی را بصورتی متمرکز کند که جلوی تضعیف آنرا بر اثر رقابتهای داخلی سد نماید، تا یکپارچه و متحد در بازار جهانی برای رقابت تقویت گردد. این دولت است که می تواند نیروی نظامی را برای دفاع از منافع سرمایه در برابر رشد تخاصمات بین المللی تا حد لازم توسعه دهد. با فربه شدن روز به روز دولت، رشد اقتصادی کند گردید، این بود که در دهه هفتاد میلادی ایدۀ اقتصادی جدیدی بعنوان خروج از بحران معرفی شد. ویژگی اصلی این راه کار که نئولیبرالیسم نام گرفت، کم کردن وزن این دولت بود که با مقررات زدایی، خصوصی سازی، گسترش کار موقت نیروی کار، توسعه بخش مالی وتامین مالی متکی بر اوراق بهاداربود. سرمایه داری نئولیبرالیسم در برابر سرمایه داری زمخت دولتی بلوک شرق و سرانجام سرمایه داری نوعی کینزی پیروز شد.

فروپاشی بلوک شرق، ضرورت وجودی دولتهای رفاه را از بین برد، در چنین شرایطی بود که دولتهای رفاه یکی پس از دیگری اوراق شدند، بعنوان نمونه میتوان به از بین رفتن دولت رفاه در کشورهای اسکاندیناوی اشاره کرد. در سالهای اخیر ما شاهد پیشروی پوپولیسم و پس روی نئو لیبرالیسم هم در سرمایه پیرامونی و هم در سرمایه داری متروپل هستیم که یکی از نمونه های واضح آن عروج ترامپ بود. پیشروی پوپولیسم همچنین تنش های امپریالیستی جدیدی را بوجود می آورد بعنوان نمونه میتوان به جنگ تجاری بین آمریکا و چین و یا جنگ تعرفه ها بین آمریکا و اتحادیه اروپا اشاره کرد. پیشروی پوپولیسم در سطح جهانی بیانگر آن است که طبقه کارگر از هویت طبقاتی خود عقب نشینی کرده است و مبارزه طبقاتی بیشتر از گذشته در سطح جهانی تدافعی تر شده است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
سلطانزاده و بورژوازی ملی

سلطانزاده حدود صد سال قبل با ارزیابی که از بورژوازی ملی ایران داشت، بورژوازی ملی را ارتجاعی ارزیابی میکرد، معتقد بود که مبارزه مستقیما کمونیستی و تلاش در راستای انقلاب جهانی باید در دستور روز قرار گیرد. این افکار مورد تائید دفتر سیاسی بلشویک قفقاز و آذربایجان نبود، آنها رضا شاه را مترقی ارزیابی میکردند. ابهامات کمینترن در رابطه با بورژوازی ملی موجب تقویت رضا خان در ایران و آتاتورک در ترکیه شد. کمینترن در سال 1924 در رابطه با رضاخان اظهار داشت «رهبر جنبش انقلابی- ملی ایران، مردی که موفق به تضمین استقلال ایران شد». چپ سرمایه بعدا این نقش را برای مصدق قائل شد و بخش بزرگی همچنان از بورژوازی ملی صحبت می کنند. اثر سلطانزاده تحت عنوان "توسعه اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان" حقانیت نظرات انترناسیونالیستها مبنی بر اینکه کل بورژوازی نقش مترقی خود را از دست داده و در سراسر جهان هستی به یک طبقه ارتجاعی تبدیل شده است و طبقه کارگر تنها طبقه انقلابی است. در پیش گفتار این اثر سلطانزاده چنین می خوانیم:

اثر حاضر، تا اندازه ای، اثری جدلی است. این مساله صرفا ناشی از خواست مولف دایر بر ارائه یک ارزشیابی انتقادی از عقاید و تئوری‌‌های مربوط به ایران «جدید و نو» می‌باشد که در 2-3 سال اخیر مطبوعات شوروی از آن پر است.
لازم است، یک بار و برای همیشه به بحث در باره «نقش مترقی و صنعتی کننده» رضاشاه پهلوی در ایران خاتمه داده شود.

گویا، اکثر مولفین و «متخصصین» مسائل ایران- که در مدت زمان فوق الذکر در مطبوعات اظهار عقیده کرده اند- نتایج خود را بر اساس آمار رسمی منابع ایرانی به دست آورده اند. لیکن، در این منابع، واقعیات به خاطر گمراه ساختن افکار عمومی داخل و خارج کشور، عمدا تحریف شده است.

اما «متخصصین» ما در مسائل ایران- که علاوه بر این، مدعی «مارکسیست» بودن نیز می‌باشند- این حیله ساده شاهنشاه آینده ایران را درک نکردند. راستی، چگونه ممکن است، رضاشاهی را که خود انگلیسی‌‌ها برگزیده اند، دفعتا علیه دسائس آن‌‌ها به مبارزه برخیزد؟ گره مساله در این است، که اکثریت این «متخصصین» از مارکسیسم و از شناخت حقیقی اوضاع ایران به یک اندازه دور بودند. مگر این نیست که مارکسیست باید فقط حقایق عینی را در نظر به گیرد و نه «افسانه های» مامورین خود فروخته شاه را. حقایق عینی به طور وضوح نشان می‌داد که انگلیسی‌‌ها رضاخان را بی محاسبه جلو نیانداخته اند. حقایق عینی نشان می‌داد، که رضاخان در جهت منافع امپریالیست‌‌های انگلیسی و، بیش تر اوقات، به دستور مستقیم و با موافقت آنان عمل می‌کرد.

اگر تا سال 1925، هنوز می‌شد تا اندازه‌ای در این باره تردید داشت، از اواخر سال 1925، به خصوص، دیگر مساله وابستگی رضاشاه به انگلستان کاملا روشن بود، مولف کتاب حاضر، در سال 1925، در نطق خود در جلسه جامعه ایرانیان، جمهوری بازی دروغین رضاشاه و کوشش او را به خاطر گرفتن تاج و تخت «شاهنشاهی» خاطر نشان کرده است. مولف، در همان نطق، تاکید می‌کرد که تمام این کارها با موافقت و مساعدت انگلستان انجام می‌گیرد.
از آن زمان، تقریبا چهار سال گذشته است. در طول این مدت، جزوه‌‌ها و مقالات زیادی منتشر شده که هنوز هم عمل این جلاد واقعی انقلابیون ایرانی را نادرست تشریح می‌کند.

هدف کتاب حاضر روشن نمودن واقعیت ایران- آن چنان که هست- و ارزشیابی مارکسیستی صحیح از فرآینده‌‌های اقتصادی و اجتماعی است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
کمون پاریس جاودانه است!

"پاریس کارگر با کمون خود همیشه به عنوان پیشاهنگ پر افتخار یک جامعۀ نو مشهور خواهد شد." مارکس

از همان اوایل سال 1871 پاریس فضای صف آرائی جنگی بین طبقات اصلی جامعه را بخود گرفته بود. با آمدن ماه فوریه نه تنها از شدت این جدالها و فضای جنگی کاسته نشد بلکه حادتر نیز شد. بورژوازی فرانسه و ارتش پروس سعی کردند اعتراضات کارگران را در هم شکنند و کنترل اوضاع را بدست گیرند ولی کارگران نیز، هر روز بیش از روز قبل به شرایط زندگی خود معترض بودند.

با آمدن ماه مارس عملا قدرت دوگانه در پاریس حاکم شد. این مسئله برای بورژوازی غیر قابل قبول بود و سعی کرد به هر وسیلۀ ممکن و با هر ترفندی قدرت کارگران را درهم بشکند. بورژوازی فرانسه مسیر تهاجم ارتش بیسمارک را به پاریس هموار کرد، این مسئله با واکنش «گارد ملی» همراه گشت. بورژوازی سعی کرد با قتل عام پیشروترین بخش طبقه کارگر، عملا سر آن را از بدنش جدا کند. توطئه ها و دسیسه ها یکی پس از دیگری به کار بسته شد ولی کار ساز نشد. سر انجام دولت فرانسه، پیمان نظامی با ارتش مهاجم پروس امضاء کرد. بورژوازی فرانسه اعلام کرد توپ های جنگی و دیگر سلاحها جزو اموال دولتی هستند و باید تحویل دولت داده شوند. به عبارت بهتر بورژوازی فرانسه دستور خلع سلاح کارگران مسلح در «گارد ملی» را صادر کرد. پرولتاریای پاریس با تمام قدرت به دفاع از خویش برخواست. دو طبقۀ اجتماعی، بردگان مزدی و بورژوازی فرانسه در مقابل هم صف آرائی کردند. طبقه در مقابل طبقه و شیپور جنگ طبقاتی در 18 مارس 1871 نواخته شد.

روز 18 مارس 1871 کارگران مسلح پاریس با پرچم سرخ و با شعار «زنده باد کمون!» نظام سرمایه داری را هدف جنگ طبقاتی خود قرار دادند. مارکس در اثر ارزشمند خود «جنگ طبقاتی در فرانسه» به اهمیت برافراشته شدن پرچم سرخ بر فراز کمون پاریس می پردازد و چنین ارزیابی می کند «جهان کهن با دیدن پرچم سرخ از خشم به خود پیچید». کموناردها به پا خاستند تا نظام بردگی مزدی را برچینند و دنیای نوینی را بر پا سازنند. سرمایه داری در مهد تمدن خود هدف حملۀ پرولتاریا قرار گرفته بود. بورژواهائی که تا دیروز بر قدرت خداگونۀ خود تکیه زده بودند، همچون موجودات بدبختی در کالسکه های لوکس خود در حال فرار بودند. کموناردها قهرمانانه پس از نبردی خونین نظام سرمایه را در پاریس به زیر کشیدند و شروع به ساختن نظم نوینی کردند.

مقاله را در سایت انترناسیونالیستها مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
CommuneParisF.pdf
549 KB
کمون پاریس جاودانه است!

روز 18 مارس 1871 کارگران مسلح پاریس با پرچم سرخ و با شعار «زنده باد کمون!» نظام سرمایه داری را هدف جنگ طبقاتی خود قرار دادند. مارکس در اثر ارزشمند خود «جنگ طبقاتی در فرانسه» به اهمیت برافراشته شدن پرچم سرخ بر فراز کمون پاریس می پردازد و چنین ارزیابی می کند «جهان کهن با دیدن پرچم سرخ از خشم به خود پیچید». کموناردها به پا خاستند تا نظام بردگی مزدی را برچینند و دنیای نوینی را بر پا سازنند. سرمایه داری در مهد تمدن خود هدف حملۀ پرولتاریا قرار گرفته بود. بورژواهائی که تا دیروز بر قدرت خداگونۀ خود تکیه زده بودند، همچون موجودات بدبختی در کالسکه های لوکس خود در حال فرار بودند. کموناردها قهرمانانه پس از نبردی خونین نظام سرمایه را در پاریس به زیر کشیدند و شروع به ساختن نظم نوینی کردند.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
تراژدی کرونشتات - آغاز پروسۀ شکست انقلاب جهانی

شورش کرونشتات و بدنبال آن سرکوب این شورش، یک تراژدی در تاریخ انقلاب روسیه به شمار می¬رود. بلشویکها تجربه چندین ساله جنگ داخلی بر علیه ارتش سفید را داشتند، که توسط ضد انقلاب داخلی و بورژوازی جهانی برای سرکوب انقلاب اکتبر بر پا شده بود. اما شورش کرونشتات متفاوت بود، زیرا شورشی بود توسط کسانی که زمانی پیشتاز انقلاب اکتبر بودند. کرونشتاتی که در سال 1917 سنگر بلشویسم بود، ملوانانی که در خط مقدم انقلاب اکتبر قرار داشتند و تروتسکی کرونشتات را «فخر و شکوه انقلاب روسیه» خطاب کرده بود، حالا شورش کرده بود!

بورژوازی جهانی سعی کرده است از تراژدی کرونشتات حداکثر استفاده تبلیغاتی را ببرد تا کمونیسم را مترادف با توتالیتاریسم قلمداد کند. ضد انقلاب برآمده از ویرانه های انقلاب اکتبر را تداوم دهنده حقیقی تئوری های مارکس بنامند که سرانجام به گولاگ ( سرزمین تبعیدی سیبری) ختم خواهد شد. برای ایدئولوگها و مورخین سرمایه داری تراژدی کرونشتات، یک موهبت، یک رویداد خوشایند بود، ثابت میکرد هر بدیلی به جای نظام سرمایه داری به استبداد ختم خواهد شد. در عوض بهترین گزینه ممکن سرمایه داری و لیبرالیسم می باشد.

استالینیستها و تروتسکیستها شورش کرونشتات را دسیسه ضد انقلاب، توطئه گارد سفید یا در بهترین حالت ملوانانی می¬دانند که حالا خرده بورژوا شده بودند و تحمل شرایط اسف بار برای پایان جنگ داخلی را نداشتند و علیه پرولتاریا شورش کرده بودند. آنارشیست ها، شورش کرونشتات را سومین انقلاب علیه دیکتاتوری بلشویکها توصیف کردند و خود را وارثان حقیقی شورشیان کرونشتات قلمداد میکنند. آنارشیستها در ضدیت با مارکسیسم، اغلب استدلالات بورژوازی را انعکاس میدهند. بطوری که تراژدی کرونشتات را بعنوان تائیدی بر حقانیت خود بر مخالفت با ایده حزب انقلابی و دیکتاتوری پرولتاریا ارزیابی می کنند.

برای انترناسیونالیستها، هیچ کدام از توصیفات بالا، بیان دیالکتیکی روند حوادث اجتماعی نیست و نمیتوان به سادگی از این تراژدی صرف نظر کرد. برای انترناسیونالیستها تمامی این روایت ها، ارائه نسخه جعلی از مارکسیسم است. در مقابل این جعلیات مارکسیسم، باید از افق مارکسیستی به بررسی زمینه های شکل گیری شورش کرونشتات و سرکوب خونین آن پرداخت. گذشته چراغ راه آینده است. درس آموزی از این حوادث، مانع از تکرار چنین تراژدیهایی در نبرد های آتی طبقه کارگر خواهد بود.

مقاله را در سایت انترناسیونالیستها مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
KronstadtF.pdf
754 KB
تراژدی کرونشتات - آغاز پروسۀ شکست انقلاب جهانی

روایت آنارشیستها، تروتسکیستها، استالینیستها و دیگر گرایشات راست و چپ سرمایه از تراژدی کرونشتات بیان دیالکتیکی روند حوادث اجتماعی نیست، بیان وارونه از روند تاریخی حوادث اجتماعی است. ایدئولوگهای بورژوایی نیزتراژدی کرونشتات را نتیجه تلاش انقلاب اجتماعی و تلاشی برای به زیر کشیدن نظام آزادیخواه و لیبرل بورژوایی تبلیغ می کنند. کرونشتات را باید بعنوان فصلی از تاریخ پرولتری و بعنوان یک تراژدی در اردوی پرولتری شناخت. برخلاف گرایشات راست و چپ سرمایه، وظیفه انترناسیونالیستها درک شرایط تاریخی و معضلاتی است که در آن چطور بلشویکها بعنوان یک حزب پرولتری در سال 1921 در کرونشتات عمل کردند؟ چطور میتوان از این تجربیات استفاده کرد تا در آینده شاهد تکرار چنین تراژدی هایی نباشیم؟ به عبارت بهتر درسهای کرونشتات چیست؟


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
زنده باد انقلاب!

در روزهای منتهی به آخر سال، به خصوص با توجه به تورم لجام گسیخته، چانه زنی در مورد تعیین حداقل دستمزد گوش فلک را کر کرده بود. سر انجام شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۰ را دو میلیون و ۶۵۵ هزار تومان تعیین کرد. از آنجائیکه خط فقر 9 میلیون تعیین شده است، در بهترین حالت خانواده کارگری یک سوم زیر خط فقر زندگی خواهد کرد، یعنی سقوط بیشتر استاندارد زندگی خانواده کارگری! سقوط استاندارد زندگی کارگران آنچنان وسیع بوده که حتی صدای روزنامه های دولتی نیز درآمده است!

امسال، اعتراضات کارگری در دفاع از سطح معیشت خود به خصوص با به صحنه آمدن بازنشستگان در کف خیابان چشمگیرتر بوده است. در نظام توحش سرمایه داری از یک سو دستمزد کارگران افزایش می یابد، اما سال به سال قدرت خرید آنها پائین می آید و کارگران فقیرتر و فقیرتر میشوند. نتیجه آنکه در سیستم سرمایه داری هیچگونه افزایش جدی در دستمزد کارگران نمی تواند صورت گیرد. پس زنده باد انقلاب!


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
بهاران خجسته باد!

سالی که گذشت سال پاندمی، سال سیاست های ریاضت اقتصادی، سال چنگ انداختن به سطح استاندارد زندگی طبقه کارگر، سال زندگی زیر خط فقر، نه تنها برای طبقه کارگر بلکه برای بخش اعظم ساکنان جامعه بود. سال گذشته، سالی بود که سرمایه توحش خود را در اشکال گوناگون نشان داد و بورژوازی ننگین اسلامی، زندگی که در شان و حرمت انسانی نیست را به جامعه تحمیل کرد.

امید است سال جدید، سال نبردهای طبقاتی، سال به میدان آمدن طبقه کارگر بعنوان یک طبقه اجتماعی، سال به چالش کشیدن نظام بربر سرمایه داری و سال ارائه افق زندگی بهتر، از سوی طبقه کارگر باشد.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
آرایش جدید قدرتهای امپریالیستی در شرایط جدید جهانی
(جزوه ای جدید از انترناسیونالیستها)

چین بعنوان بخشی از استراتژی خود برای تثبیت موقعیت چین در نظم جدید جهانی پروژه جاده ابریشم جدید را در سال 2013 ارائه داد. این طرح یکی از بزرگترین جاه طلبی های امپریالیستی در تاریخ مدرن است. جاده ابریشم جدید با زیر ساخت های خود این امکان را به چین خواهد داد تا به اقصی نکات این کره خاکی دسترسی پیدا کند و قدرت امپریالیستی چین را به همه جا گسترش دهد.

آمریکا، ژاپن و قدرتهای اصلی اروپایی نگران قدرت یابی چین هستند و تشتت در بلوک غرب سابق نیز شدت یافته است. در کنار این، اخیرا تنش های امپریالیستی، از یک سو بین آمریکا و چین و از سوی دیگر بین آمریکا و ایران شدت گرفته است. متحدین سابق آمریکا در لانه دزدان، در شورای امنیت به قطعنامه آمریکا رای مثبت ندادند و آمریکا به شکل تحقیرآمیز شکست خورد. خبر توافقنامه 25 ساله راهبردی بین ایران و چین توجه بسیاری را نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان به خود جلب کرده است. حتی رسانه ها غربی و چینی از محور چین، روسیه و ایران سخن گفته اند.

اما بررسی روابط چین، روسیه و ایران با همدیگر، بیانگر آن است که هریک از اینها بدنبال منافع امپریالیستی خود بوده اند و واگرایی شان در منافع امپریالیستی شان را بوضوح میتوان دید. اگر چه ظاهرا هر سه تای این کشورها در رقابت و مقابله با غرب و در راس آن آمریکا بنوعی به همگرایی گرایش دارند.

بورژوازی اسلامی توافقنامه 25 ساله با چین را "مشارکت راهبردی جامع چین - ایران مبتنی بر رویکرد برد - برد" ارزیابی میکند، به عبارت بهتر به باور بورژوازی اسلامی هر دو کشور از این توافقنامه سود خواهند برد. بورژوازی اسلامی ادعا میکند این توافقنامه نه تنها باعث رشد اقتصادی ایران خواهد شد بلکه موجب تقویت موقعیت ایران در منطقه نیز خواهد شد. واکنش اپوزسیون پرو غرب با هیستری ضد کمونیستی همراه بوده است. اعلام میکنند "دولت کمونیستی چین" حاکمیت ملی را نقض میکند و این قرارداد علیه منافع ملی ایران است به تداوم توتالیتاریسم و نقض حقوق بشر و دمکراسی تداوم خواهد داد. اپوزسیون پروغرب ضمن محکوم کردن "قرارداد اسارت بار" با نامه نگاری به دولت چین خواهان لغو توافقنامه شده و دست به دامن دول غربی برای مقابله با این "قرارداد ننگین" شده است.

چنین قراردادی به یکباره از آسمان نازل نشده است، اگر چه ابعاد واقعی این قرارداد هنوز کاملا روشن نیست اما این قرارداد را تنها در بستر استراتژی جاده ابریشم جدید، نظم جدید جهانی، عدم کارآیی برجام، بویژه پس از خروج آمریکا از برجام میتوان ارزیابی کرد. بورژوازی اسلامی برای مقابله با فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب و در راس آن آمریکا بیشتر بطرف روسیه و مخصوصا چین چرخیده است. بورژوازی اسلامی برای نجات اقتصاد ورشکسته پیرامونی، برای مقابله با تحریمهای کمرشکن آمریکا، برای دور زدن دلار و برای سرمایه گذاری، آلترناتیو چین را ممکن ترین بدیل میداند و روی تحقق آن تلاش میکند.

چین نیز در راستای اهداف امپریالیستی خود و بخصوص در راستای رقابت با آمریکا و برای دست یابی، نه تنها به بازارهای آسیا و آفریقا بلکه اروپا از طریق پروژه جاده ابریشم جدید است و این توافقنامه بخشی از پروژه جاده ابریشم جدید و در راستای متحقق کردن استراتژی های ایران و چین در راستای اهداف امپریالیستی آنها است.

بررسی آرایش جدید قدرتهای امپریالیستی و توازن قوای طبقات اجتماعی در شرایط جدید جهانی و درک شرایط جدید از افق انترناسیونالیستی، گام اولیه برای ارائه یک تبیین انترناسیونالیستی وبه تبع آن دخالت در مبارزه طبقاتی است. امید است این نوشته گامی در راستای دامن زدن به مباحث در این زمینه در فضای سیاسی پرولتری باشد.

جزوه را در سایت انترناسیونالیستها مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
آرایش جدید قدرتهای امپریالیستی در شرایط جدید جهانی
(جزوه ای جدید از انترناسیونالیستها)

فهرست مطالب:
• مقدمه
• تاریخچه روابط ایران و چین
• تضعیف موقعیت ایران در سوریه توسط روسیه
• روابط چین و روسیه
• جاه طلبی های امپریالیستی چین برای قدرت جهانی
• افول موقعیت آمریکا، ژاپن و آلمان
• چین و خاورمیانه
• جاده ابریشم جدید
• قدرت نظامی در خدمت جاه طلبی های امپریالیستی
• خروج آمریکا از برجام
• همکاریهای جامع 25 ساله
• قرارداد همکاری و اپوزسیون
• تشدید تنش های امپریالیستی بین آمریکا و چین
• بورژوازی غرب و قرار داد ایران و چین
• رزمایش مشترک چین – روسیه و ایران
• افق جنگ جهانی
• بحران در بلوک غرب سابق و سقوط بیشتر هژمونی آمریکا
• آینده چین
• چین در نقش متحدین؟
• وظایف و افق انترناسیونالیستی

جزوه را در سایت انترناسیونالیستها مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
مائوئیسم فرزند خلف استالینیسم
(جزوه ای از انترناسیونالیستها در رابطه با مائوئیسم)

مائوئیستها القاء می کنند که مائو این رودخانۀ سیال خلاقیت و رهبری، ناگهان در شرایط بحرانی جنبش کمونیستی، پیامبر گونه ظهور میکند، نه تنها شرایط ویژۀ چین، بلکه شرایط جهانی را بخاطر نبوغ پیامبر گونه اش درک می کند و مارکسیسم را نه تنها بر جامعه چین، بلکه در سطح جهانی منطبق میکند. انقلاب توده ای چین را رهبری می کند و چین را بسوی سوسیالیسم هدایت می کند.

پس از یورش رویزیونیستها(بورژوازی) به دژ دیکتاتوری پرولتاریا و شکست تاریخی پرولتاریا، یعنی مرگ استالین و روی کار آمدن خروشچف، مائو سکان رهبری جنبش کمونیستی جهانی را بدست می گیرد و پیروزی تاریخی را برای جنبش کمونیستی به ارمغان می آورد. ناگهان با مرگ مائو(به صرف مرگ یک نفر) علیرغم تدارکات تئوریک – سیاسی و ایدئولوژیک وسیعی که مائو دیده بود، ضد انقلاب و رویزیونیستها سکان ادارۀ امور حزب و کشور را بدست می گیرند، شیوۀ تولید سوسیالیستی مجددا به شیوۀ تولید سرمایه داری بر میگردد و سرمایه داری مجددا حاکم میشود! چه ریاکاری! چه عوامفریبی!

جزوه را بخوانید و خواندن آنرا به دیگران توصیه کنید.

فهرست مطالب:
• مقدمه
• موقعیت طبقه کارگر و شکل گیری حزب کمونیست چین
• انترناسیونال کمونیستی و انقلاب در چین
• روسیه سنگر ضد انقلاب
• مبارزه انقلابی بین سالهای 1927 - 1925
• کودتای ژنرال چیانگ کای چک و لشکرکشی به سوی شمال
• قیام پرولتاریای شانگهای
• بورژوازی انقلابی طبقه کارگر را قتل و عام نمود
• نابودی حزب طبقه کارگر
• ارتش سرخ و رهبران قیام
• تروتسکی و درس آموزی از تجربیات سال 1927
• کمونیست چپ و درس آموزی از تحولات چین
• صحنۀ مناقشات امپریالیستی
• راهپیمایی بزرگ در خدمت جنگ امپریالیستی
• اتحاد مجدد حزب کمونیست چین با کومین تانگ
• شکست وانگ مینگ ومماشات با ایالات متحده
• تسلط مائو بر حزب و تصفیه مخالفین
• شکلگیری سرمایه داری دولتی تحت عنوان «جمهوری خلق چین»
• بحران در کمپ ضد انقلاب
• کلام آخر
• یادداشت ها:
• خطوط اصلی مواضع:

جزوۀ مائوئیسم فرزند خلف استالینیسم را از لینک زیر دانلود کنید:
https://internationalist.ueuo.com/fa/pdf/MaoismF.pdf
نقطه آغاز آگاهی طبقاتی پرولتری

فقط پرولتاریا قادر است خودش را به شکل یک طبقه براساس همبستگی بین المللی تشکیل دهد. این همبستگی منادی این است چه روابط اجتماعی در جامعۀ کمونیستی خواهد بود، و خودجوش در مبارزه نمایان می شود. این پدیده باور نکردنی است. کارگران، که تا دیروز بخاطر فشار ناشی از کار به ندرت با یکدیگر صحبت میکردند، که حتی گاهی اوقات، احساس رقابت با یکدیگر می کردند، ناگهان در گرماگرم مبارزه مشغول صحبت با همدیگر میشوند، صف می بندند و به همدیگر کمک می کنند، چنان احساس اتحاد پیدا می کنند که برای شکستن همبستگی آهنین شان تمامی قدرت بورژوازی با اتحادیه ها و پلیس را می گیرد. این نقطه آغاز آگاهی طبقاتی است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
رابطه حزب و طبقه

این انقلابیون نیستند که طبقه انقلابی، یعنی طبقه کارگر را بوجود می آورند بلکه طبقه کارگر این طبقه انقلابی است که انقلابیون و سازمان انقلابی خودش را بوجود می آورد. انقلابیون دلیل وجودی جنبش طبقاتی پرولتاریا یا عامل حرکت آن نیستند بلکه آنها خود محصول این جنبش هستند. این به مفهوم این است که سازمانهای انقلابی بخشی از طبقه کارگر هستند.

حزب پرولتری محصول خود طبقه کارگر است و شکل گیری آن تجلی پروسه ای است که در آن طبقه از طریق مبارزه خود به سطح عالی تری از آگاهی طبقاتی رسیده و مبارزۀ طبقاتی شکل حادی بخود گرفته است. حزب بیش از هر چیزی ابزار طبقه است در تلاش بسوی هدف تاریخی اش در نابود کردن روابطی که ضرورت وجودی آن را مهیا کرده است.

طبقه کارگر بدون حزب می تواند به حیات خود ادامه دهد اما حزب هرگز نمی تواند بدون طبقه وجود داشته باشد. حزب نه یک ارگان اداری یا اجرائی بلکه یک ارگان سیاسی است که وظیفه آن دفاع از مواضع منسجم متبلور یافته در برنامه کمونیستی در درون طبقه تا محو جامعه طبقاتی است. در حالی که ارگان عمومی و متحد کنندۀ طبقه یعنی شوراها در بر گیرندۀ کل طبقه است.

دلیل اینکه حزب قدرت را بدست نمی گیرد به این دلیل است که عملکرد یا وظیفه حزب کسب قدرت نیست. وظیفه حزب انجام یک رهبری سیاسی است که بسیار مهمتر از کسب قدرت است.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
جنگ واکسن ها و ویروس سرمایه داری

پاندمی کرونا همچنان سایه شوم خود را بر فراز جامعه انداخته است. ویروس کرونا با موج چهارم خود در حال قتل عام و ویرانی اقتصادی – اجتماعی است، تعداد قربانیان در جهان حدود 3 میلیون نفر شده است. حباب آرامش پیشرفته ترین و مدرنترین شهرهای سرمایه داری متروپل شکسته شده است، توحش سرمایه داری چهرۀ عریان خود را بنمایش گذاشته است. در مهد تمدن بورژوازی، در فرانسه فیلم صف های طولانی برای دریافت بسته های غذایی که به علت پاندمی کرونا شغل خود را از دست داده اند، در شبکه های اجتماعی به گردش در آمده است.[1] در سرمایه داری پیرامونی شرایط غیر انسانی تر از سرمایه داری متروپل شده است و در کشورهایی چون ایران آشغالگردی برای تهیه معیشت به یک حقیقت دردناک تبدیل شده است.

واقعیت این است که سالها سیاست های ریاضت اقتصادی نظام کثیف سرمایه داری، سیستم بهداشتی و درمانی را نه تنها در سرمایه داری پیرامونی بلکه در سرمایه داری متروپل نیز فرتوت کرده است. کمبود کادر پرسنلی، تجهیزات پزشکی و غیره در پیشرفته ترین کشورها خود را بوضوح نشان میدهد. ویروس کرونا و ویروس های شبیه آن، نه محصول مدیریت بد، عده ای از مسئولین این یا آن مملکت، بلکه محصول ویروس سرمایه داری است.

جنگ ماسک ها را در ابتدای شیوع پاندمی کرونا بیاد داریم، متمدن ترین، با فرهنگ ترین دولتهای بورژوایی، ماسک تمدن و اخلاقیات را کنار گذاشته و همچون راهزنان و گانگسترها به جان هم افتادند و به دزدیدن و غارت ماسک همدیگر مبادرت کردند. همان متمدن های بربر حالا نیز جنگ واکسن ها را شروع کرده اند.

از آنجائیکه بورژوازی به گانگستریسم خود آگاه است، برای کم کردن پیامد جنگ واکسن ها و برای دسترسی همه کشورها به واکسن کووید-19 نهادی را توسط سازمان جهانی بهداشت تحت عنوان کواکس راه اندازی کرد که بیش از 180 کشور به طرح کواکس پیوسته اند. البته آمریکا به طرح کواکس نپیوسته و واکسیناسیون را مستقلا به پیش میبرد. در واقع هدف از برنامه کواکس اطمینان از دسترسی "عادلانه" تمامی کشورها به ویژه کشورهای فقیر به واکسن کرونا است. اما کواکس نیز به اندازه دنیای وارونه سرمایه داری "عادلانه" بوده است. البته در ایران و بخاطر حاکمیت بورژوازی ننگین اسلامی، واکسیناسیون برای مردم عادی بی مفهوم است و اصلا در دستور کار بورژوازی اسلامی نیست و کرونا نیز با وحشیگری تمام در حال قتل عام است.

مقاله را در سایت انترناسیونالیستها بخوانید و خواندن آنرا به دیگران توصیه کنید!

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice