صدای انترناسیونالیستی
384 subscribers
116 photos
2 videos
45 files
150 links
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Download Telegram
to view and join the conversation
تسخیر کارخانه.pdf
695.3 KB
تسخیر کارخانه یا تسخیر قدرت سیاسی؟


گرایشات کلام رادیکال چپ سرمایه با مسخ مفاهیم و واژه های مارکسیستی، تبیینی سرمایه پسند از حوادث اجتماعی ارائه میدهند و با کلام رادیکال خاک در چشم کارگران می پاشند. چپ سرمایه تحت عنوان «اِشغال کارخانه»، «کنترل کارگری»، «مدیریت کارگری» و... کارگران را ترغیب میکند با فداکاری کارخانجات و موسسات ورشکسته را بازسازی کنند، استثمار خودشان را سازماندهی کنند و روند انباشت سرمایه را تضمین کنند. تمام فداکاریها و جانفشانیهای کارگران برای سرمایه نیز، دفاع جمعی کارگران از موقعیت شغلی و مقابله با سناریوی بیکاری و فلاکت اقتصادی توصیف می شوند.

جدال کمونیستها با دیگر گرایشات در این زمینه قدمتی بیش از صد ساله دارد. زمانیکه بدنبال انقلاب اکتبر و در جریان موج انقلاب جهانی، اعتراضات کارگری در ایتالیا به شکل گسترده ای شکل گرفت، جدال بر سر تسخیر کارخانه یا تسخیر قدرت سیاسی نیز بالا گرفت. گرامشی از قهرمانان جنبش «تسخیر کارخانه» و بوردیگا از تئوریسن های «تسخیر قدرت سیاسی» بود.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists

وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
بیاد انترناسیونالیستهای جبهۀ مارکس-لنین-لوکزامبورگ

جریان موسوم به جبهۀ مارکس-لنین-لوکزامبورگ یک جریان کمونیست چپ بود که در اوایل 1940 در شرایط تسلط نازیستها بر هلند شکل گرفت و ارگان آن اسپارتاکوس یک هفته در میان در تیراژ 5000 نسخه در شرایط مخفی منتشر می شد. جبهه فعالیت مهمی در مقابل اقدامات ضد یهودی نازی ها و همچنین در اعتصابات کارگری آندوره و بویژه اعتصاب فوریه 1941 داشت.

در بازه زمانی 24 فوریه تا 6 مارس 1942 ، تقریباً همه اعضای جبهه توسط گشتاپو دستگیر شدند. رهبران جبهه به جرم خرابکاری به اعدام محکوم شدند. همگی آنها در 13 آوریل 1942 هنگام سر بر خاک افکنده شدن، سرودی را خواندند که بخاطر آن زندگیشان را فدا میکردند: سرود انترناسیونال.
دمکراسی بورژوایی

بورژوازی خود محصول یک پروسۀ تکامل در شیوۀ تولید و مبادله بوده است. رشد اقتصادی سرمایه داری و تبدیل آن به یک روابط تولیدی حاکم، نیازمند روابط اجتماعی و سیاسی بود که در آن شهروندان جامعه در مقابل قانون از حقوق یکسان و برابر برخوردار باشند و آزادانه مبادرت به خرید و فروش نیروی کار کنند. در چنین زمینه ائی بود که دمکراسی بورژوائی جایگزین فئودالیسم گردید. دمکراسی بار طبقاتی دارد. لنین این مسئله را بروشنی توصیف می کند:

"«دائما» فراموش می کنند که نابودی دولت نابودی دمکراسی نیز هست و زوال دولت زوال دمکراسی است. چنین ادعائی در نظر اول بینهایت عجیب و نامفهوم بنظر میرسد، شاید حتی برای کسانی هم این بیم تولید شود که آیا ما در انتظار فرا رسیدن آن چنان نظام اجتماعی نیستیم که در آن اصل تبعیت اقلیت از اکثریت مراعات نگردد زیرا بالاخره دمکراسی همان تصدیق یک چنین اصلی هم هست؟ نه، دمکراسی با تبعیت اقلیت از اکثریت همانند نیست. دمکراسی عبارت از دولتی است که تبعیت اقلیت از اکثریت را تصدیق دارد یعنی سازمانی است برای اعمال قوه قهریه سیستماتیک یک طبقه بر طبقه دیگر یعنی بخشی از اهالی بر بخش دیگر."

واقعیت این است که ایدئولوگهای بورژوائی بعنوان بخشی از رو بنای جامعه طبقاتی وظیفه دارند حقانیت جامعه وارونه را نشخوار کنند. بخاطر وجود ایدئولوگها و امکانات بی اندازه آنها است که ایده حاکم ، ایده طبقه حاکم می شود. مارکس بروشنی این مسئله را به شکل زیر توضیح میدهد:

"افکار طبقه حاکم در هر دوران افکار حاکم هستند. یعنی طبقه ای که نیروی حاکمۀ مادی جامعه است، در عین حال نیروی حاکمۀ معنوی آن نیز هست. طبقه ای که وسایل تولید مادی را در اختیار دارد، در نتیجه وسایل تولید ذهنی را تحت کنترل خواهد داشت، بنحویکه افکار آنهائی که فاقد وسایل تولید ذهنی هستند در کل تابع آن است... بنابراین مادام که آنها بعنوان یک طبقه حکومت می کنند و حدود و دایرۀ یک دوران تاریخی را تعیین می نمایند، بدیهی است که این کار را در همۀ ابعاد آن بعمل می آورند، لذا بعنوان متفکران، بعنوان تولید کنندگان افکار نیز حکومت می کنند و تولید و توزیع اندیشه های عصر خویش را تنظیم می نمایند: بدین سان افکار آنان افکار حاکم آن دوران است."

در دمکرات ترین کشورها نیز دیکتاتوری سرمایه اعمال می شود، چرا که وسائل تولیدات ذهنی و افکار عمومی در دست بورژوازی است و کارگران و توده های محروم هیچ دخالتی در امور جامعه ندارند. آزاد ترین و دمکراتیک ترین انتخابات نیز یک نوع عوامفریبی علیه طبقه کارگر است و مانع اعمال قدرت کارگران است. آزاد ترین انتخابات پارلمانتاریستی در راستای تضعیف مبارزۀ طبقاتی و هدایت مبارزۀ طبقاتی به کانالهای قانونی و سپس هم سترون کردن آن است. دمکراتیکترین و شفاف ترین انتخابات پارلمانتاریستی در راستای ایجاد تشتت در آگاهی طبقاتی است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
"هیجدهم برومر لوئی بناپارت" کتابی است به قلم مارکس که درباره تاریخچه کودتا (کودتای۲ دسامبر ۱۸۵۱ لوئی بناپارت در فرانسه) به درخواست دوست مارکس ژوزف ویدمیر نوشته شد. در پیشگفتار مارکس بر چاپ دوم آلمانی چنین می خوانیم:

از بین آثاری که به تقریب در همان دوره به این موضوع پرداخته اند تنها دو اثر شایسته اعتنا وجود دارد: ناپلئون صغیر، از ویکتورهوگو، و کودتا نوشته پرودن.

ویکتور هوگو به این اکتفا می کند که سرکرده مسئول کودتا را به باد ناسزاهای زهرآگین و شوخ چشمانه بگیرد. خود رویداد به نظر وی همچون رعد و برقی ناگهانی در آسمان صاف است. وی در این کودتا فقط ضرب شست یک فرد را می بیند. و متوجه نیست که با نسبت دادن چنین نیروی ابتکار شخصی بی سابقه ای در تاریخ به لوئی بناپارت به جای کوچکتر کردن او بر اهمیت وی می افزاید.

پرودن، اما می کوشد کودتا را به عنوان نتیجه تحولات تاریخی قبلی در نظر بگیرد. ولی قلم در دست وی چنان می چرخد که تکوین تاریخی کودتا به ستایش تاریخی از قهرمان کودتا تبدیل می شود، پرودن، بدین سان چه اشتباهی که همه مورخان به اصطلاح عینی نگر ما گرفتار آن اند دچار می شود.

و اما خود من، من، برعکس، نشان می دهم که نبرد طبقاتی در فرانسه چگونه اوضاع و احوال و وضعیتی به وجود آورد که در نتیجه آن ها آدم کم مایه دلقک مآبی توانست قیافه قهرمانان را به خود بگیرد...سخن آخراینکه، من امیدوارم که مطالعه کتاب حاضر به کنار زدن اصطلاحی که این روزها، بویژه در آلمان، سخت بر سر زبانها است کمک کند، منظورم اصطلاح سزاریسم یا نظام قیصری است. آنان که اصطلاحی از این گونه را به کار می برند، و رویدادهای کنونی فرانسه را با آنچه در رم پیش آمده بود از دیدگاه تاریخی به طور سطحی مقایسه می کنند در واقع یک نکته اصلی را در نظر نمی گیرند، و آن اینکه، در روم باستان، نبرد طبقاتی تنها در بین اقلیتی ممتاز، یعنی در بین شهروندان ثروتمند و شهروندان فقیرآزاد جریان داشت، در حالی که توده عظیم جمعیت مولد، تنها در حکم سکوی بی حرکتی در زیرپای مبارزان بود. سیسموندی خوب گفته بود که:

"پرولتاریای رومی از قبل جامعه می زیست، در حالی که جامعه مدرن به هزینه پرولتاریا زندگی می کند."

این نکته ای است که خیلی ها فراموش اش می کنند. با توجه به تفاوت کامل شرایط مادی یا اقتصادی نبردهای طبقاتی در جهان باستان و در دوران مدرن، فرآوردهای سیاسی این نبردها همانقدر با هم شبیه اند که سراسقف کانتربوری با سموئیل بنب در تورات.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
سوسیالیزم در یک کشور.pdf
1.5 MB
نگاهی به تز ضد مارکسیستی سوسیالیزم در یک کشور

در ادبیات مارکسیستی، سوسیالیسم و کمونیسم دو مفهوم جدا گانه ای نیستند بلکه برای توصیف جامعه ای بکار می روند که در آن شیوۀ تولید سوسیالیستی باشد. به عبارت دیگر توصیف جامعه ای بدون طبقه است که در آن جامعه، ابزار تولید اجتماعی و نه دولتی شده باشد. ما بعد از شیوه تولید سرمایه داری، تنها شاهد یک نوع شیوه تولید خواهیم بود، شیوۀ تولید سوسیالیستی (کمونیستی). فرق جامعه سوسیالیستی با کمونیستی در توزیع نعمات مادی است که در جامعۀ سوسیالیستی همچنان داغ محدودیت های بورژوائی را بر پیشانی خود خواهد داشت.

برای جنبش کمونیستی، نظام سرمایه داری یک سیستم جهانی بوده است و به تبع آن پرولتاریا نیز یک طبقه جهانی بوده است. لذا پاسخ پرولتاریا نیز منطقا جهانی بوده است و همچنان است.

بلشویکها آگاه بودند و تاکید می کردند که نباید از یاد برند که انقلاب آنها جزئی از انقلاب جهانی است و سرنوشت انقلاب سوسیالیستی روسیه به سرنوشت انقلاب آلمان و به عبارت بهتر به سرنوشت انقلاب جهانی وابسته است. آنها وظایف خویش را تنها از طریق افق انقلاب جهانی ترسیم میکردند، لنین در این زمینه چنین می‌نویسد :
هنگامی که سرمایه دار سود میکند کارگر لزوما سود نمیکند، اما با زیان سرمایه دار، کارگر لزوما زیان میکند.

تقاضا برای کار انسان، مانند هر کالای دیگر، ضرورتا تولید را تنظیم میکند. هرگاه عرضه بیش از تقاضا میشود، بخشی از کارگران به ورطۀ گدایی یا گرسنگی می غلطند. از این رو، وجود کارگر تابع همان شرایطی است که وجود هر کالای دیگر است. کارگر تبدیل به کالا شده است و اگر خریداری بیابد اقبال داشته است و تقاضایی که زندگی کارگر در گرو آن است، به هوس های ثروتمندان و سرمایه داران بستگی دارد.

اگر کمیت عرضه از تقاضا فراتر برود، آن گاه یکی از عناصر قیمت یعنی سود، رانت ارضی، و مزد پایین تر از قیمت آن پرداخت میشود. بنابراین، یک بخش از این عناصر از کارکرد یادشده کنار گذاشته میشود و در نتیجه قیمت بازار به سمت قیمت طبیعی که نقطه مرکزی است، گرایش می یابد، اما جایی که تقسیم کار چشمگیر باشد، کارگر به دشواری می تواند کارش را به جای دیگری به جریان بیاندازد و کارگر به علت رابطه زیر دستانه اش با سرمایه دار بیش از همه آسیب می بیند.

کارل مارکس - دست نوشته های اقتصادی و فلسفی 1844

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
اعتصابات کارگری.pdf
694.8 KB
موج جدید اعتصابات و اعتراضات کارگری
زنده باد مبارزه مستقل کارگری!

در چنین شرایطی وارد میدان مبارزه شدن، طبقه کارگر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، توحش سرمایه بی پاسخ نمی ماند. دیدن اعتراض دهها هزار کارگر به دنیای وارونه سرمایه داری، اعتراض هزاران برده مزدی به بردگی مزدی پر شکوه است، امید را در دل میلیونها کارگر زنده میکند که میتوان به نظام توحش سرمایه داری اعتراض کرد، میتوان سرمایه داری را به چالش کشید.

در سالهای اخیر پرولتاریای صنعتی درگیر اعتراضات و اعتصابات کارگری شده است. اعتراضات و اعتصابات صنایع نفت و پتروشیمی اولین اعتراض گسترده کارگران صنعت نفت و پتروشیمی در چنین شکل وسیعی و سراسری بعد از اعتراضات کارگری سالهای 1359 – 1356 است و این مسئله از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دیدن اعتصاب هزاران کارگر آن هم در یکی از کلیدی ترین صنایع و اعتراض به توحش سرمایه بسیار باشکوه است. اعتراض به نظم سرمایه شکوهمند است. اما فقط اشاره به شکوه و جلال اعتراضات و اعتصابات کارگری مانع از آن میشود تا نکات ضعف این اعتراضات را ببینیم. درس آموزی از نکات ضعف مانع آن خواهد شد تا در نبردهای آتی همان ضعف ها مجددا تکرار شوند.
اتحادیه های کارگری.pdf
1 MB
اتحادیه های کارگری بر علیه طبقه کارگر

اگرچه امروز جنبش کارگری به نقش ارتجاعی اتحادیه های کارگری در کشورهای سرمایه داری توسعه یافته، تا حدودی واقف است، اما در کشورهای پیرامونی سرمایه داری به خصوص در کشورهای دیکتاتوری چون ایران که دولت از تاسیس اتحادیه کارگری ممانعت بعمل آورده و آنرا غیر قانونی می داند، دستآویزی برای چپ سرمایه بوجود آورده است، تا مبارزات کارگری را در جهت خواست اتحادیه کارگری و به رسمیت شناخته شدن آن از طرف دولت منحرف کند. چپ سرمایه تبلیغ می کند که اتحادیه های کارگری بعنوان تشکل سراسری مهمترین ظرف برای مبارزه طبقاتی است. داستان چگونه است؟

با اخذ مجوز و تبلیغات، عضویت در اتحادیه ها در طول جنگ به حدود دومیلیون نفر افزایش یافت. بنابراین رشد و گسترش اتحادیه های کارگری پاسخ مستقیمی به نیازهای سرمایه داری آمریکا بود. در این میان، هیچ "خطای تاکتیکی" یا انحرافی موقتی از اصول اتحادیه ای صورت نگرفته بود، بلکه برعکس، این یک تصمیم آگاهانه برای همکاری با بورژوازی بود، که این اتحادیه ها را شریک و هم دست در قتل عام میلیون ها کارگر در میدان جنگ کرد.
سلطانزاده.pdf
597.8 KB
آوتیس سلطان زاده منبع الهام بخش پرولتاریا

آوتیس در مراغه بدنیا آمد. پدرش نجار و مادرش رختشو بود... او در جریان انقلاب اکتبر در سال 1917 در سن پترزبورگ بود و در انقلاب اکتبر شرکت فعال داشت.

سلطانزاده بخاطر دانش مارکسیستی، توانائی به عضویت هیات اجرائیه کمینترن در آمد. از اسناد دومین کنگره کمینترن در سال 1920میتوان به «انقلاب کارگری و بین الملل کمونیست» اشاره کرد که در آن تاکید شده کمینترن حزب جهانی قیام کارگری و دیکتاتوری پرولتاریا است، امضای سلطان زاده در کنار نام لنین، تروتسکی، بوردیگا، پانکهرست و غیره به چشم میخورد.

در دومین کنگرۀ کمینترن در یکی از حساس ترین مباحث کنگره یعنی مسئله ملیتها نماینده کمونیستهای ایران در کنار جناح چپ کنگره قرار میگیرد. سلطانزاده چنین می گوید: "

فقط فرض کنیم که در هندوستان انقلاب کمونیستی آغاز شده است. آیا کارگران این کشور میتوانند بدون کمک یک جنبش انقلابی در انگلستان و اروپا در مقابل حمله بورژوازی سراسر جهان مقاومت کنند؟ طبیعتا نه. ... انقلابی که در غرب آغاز شده است زمینه را در ایران و ترکیه نیز آماده ساخته و به انقلابیون نیرو بخشیده است. عصر انقلاب جهانی آغاز گشته است...
اعتراضات خوزستان.pdf
664 KB
بی آبی، بیکاری، فقر، سیل، پاندامی
سرمایه داری یعنی توحش، بربریت

چندین روز است که خشم فرو خورده مردم خوزستان از بی آبی، بیکاری، فقر، پاندامی و... در اعتراض به زندگی بربروار، خود را به شکل اعتراضات خیابانی نشان میدهد....جامعه وارونه ایی که جنگ هشت ساله، بی آبی، بیکاری، فقر، بحران های اقتصادی پشت سر هم را تجربه کرده است، زمینه های اعتراضات را مهیا کرده است. توحش و بربریت سرمایه داری یک جهنم زمینی و واقعی نه تنها برای طبقه کارگر بلکه برای اکثریت ساکنان آن بوجود آورده است. بر طبق مرکز آمار ایران هزینه خانوارهای شهری و روستایی اخیرا 30 درصد افزایش یافته است، این در حالی است که بر طبق نشریه فوربوس و با وجود تحریمهای وضع شده توسط آمریکا و با وجود پاندامی کرونا، تعداد میلیونرهای دلاری در ایران حدود 22 درصد رشد کرده است. در یک سو تصاویر پنت هاوس ها و کاخ های افسانه ای در کنار رنگین کمان پورشه ها و در سوی دیگر بیکاری لجام گسیخته، زندگی زیر خط فقر، بی مسکنی، بی آبی، بی برقی، فروش کلیه و ده ها معضل دیگر، چهرۀ کریه نظام طبقاتی را بوضوح به تصویر میکشد، این دنیای وارونه و کثیف سرمایه داری را باید به زیر کشید.
آگاهی طبقاتی و سازمان انقلابی

" تمامی فیلسوفان تا به حال جهان را تفسیر کرده اند. مسئله چگونگی دگرگون ساختن آن است " ( مارکس)

آگاهی طبقاتی، نقش و وظایف سازمان انقلابی یکی از بحث برانگیزترین مباحث در طول تاریخ طبقه کارگر بوده است. در این خصوص سوالهای زیادی را میتوان مطرح کرد. اینکه آگاهی عموما به چه شکلی است؟ آگاهی پرولتری چیست؟ ایدئولوژی چیست؟ تفاوتهای ایدئولوژی و آگاهی طبقاتی پرولتری چیست؟ نقش و وظیفه سازمان انقلابی چیست؟ رابطه حزب و طبقه چیست؟

چطور این سوالها در طول تاریخ طبقه کارگر پاسخ گرفته است؟ چطور میتوانیم از گذشته مان درس بگیریم؟ افق مارکسیستی چیست؟

صدای انترناسیونالیستی تلاش دارد به این سوالها از یک افق و انسجام مارکسیستی پاسخ دهد. این پاسخها "آیه های مقدس" نیست که جایی برای تغییر و تکامل نداشته باشد، بلکه یک تلاش از افق مارکسیستی و همچنان پروسۀ درحال تکامل است. جزوه «سازمان انقلابی یا انتشاراتی انقلابی» را به زبانهای فارسی و انگلیسی مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.
مجاهدین بعنوان پیاده نظام در تنش های امپریالیستی

مجاهدین بعنوان یک گرایش بورژوائی با روبنای ایدئولوژیک اسلامی شکل گرفت و از اولین روزهای حوادث سال 1357 که در فضای سیاسی ایران از حداقل نفوذی برخودار بود، ادعای شرکت در قدرت سیاسی را داشت. دیدار مجاهدین با خمینی و مسئولان اولیه جمهوری اسلامی در راستای تقاضای شریک شدن در قدرت سیاسی بود. اما بورژوازی اسلامی حاضر به دخالت دادن و یا شریک کردن مجاهدین در قدرت سیاسی نشد.

کشمکشها تداوم یافت و سرانجام کاسه صبر مجاهدین فرو ریخت و برعلیه بورژوازی اسلامی به عصیان برخاستند. جنگ مجاهدین با جمهوری اسلامی، جنگی بین دوجناح بورژوایی، یکی در قدرت و دیگری در اپوزسیون بوده است. جنگ اپوزسیون بورژوایی مجاهدین با بورژوازی در قدرت جمهوری اسلامی، جنگ قدرتی است که روبنای ایدئولوژیک هر دو اسلام تشیع دوازده امامی است.

مجاهدین بعنوان یک جریان بورژوایی، در طول تاریخ خود، همیشه بر علیه طبقه کارگر بوده است. جنگ قدرت مجاهدین، نه تنها ربطی به طبقه کارگر ندارد بلکه همیشه در راستای تضعیف مبارزه مستقل کارگری و مبارزه طبقاتی بوده است.

مجاهدین برای دستیابی و یا شریک شدن در قدرت سیاسی نشان داده اند که توانایی و ظرفیت ایفای نقش پیاده نظام را در تنش های امپریالیستی دارند. تشکیل "ارتش آزادیبخش" بعنوان بخشی از پیاده نظام ارتش عراق که با حمایت و پشتیبانی کشورهای حوزه خلیج انجام گرفت و توانایی "ارتش آزادیبخش" در ایفای نقش پیاده نظام در تنش های امپریالیستی بخشی از کارنامه ارتجاعی و ضد انقلابی مجاهدین است. مجاهدین به یک گروه فشار در سیاست خارجی امپریالیستها تبدیل شده و با برگزاری کنفرانس ها و گفتگو با پارلمانتاریست های اروپایی و آمریکایی، تلاش می کند تا به بورژوازی غرب بقبولاند که بهتر از سایر جناح های اپوزسیون جمهوری اسلامی می تواند نظام سرمایه را با سرمایه جهانی وفق دهد و حکومت را اداره کند.



تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
وظایف انترناسیونالیستی

وظیفه پایه ای انترناسیونالیستها دفاع از برنامه کمونیستی تا محو طبقات اجتماعی است نه اینکه دنباله رو طبقه کارگر باشند، حتی اگر به انزوای بیشتر آنها در تشکلهای کارگری بینجامد. افشای ماهیت بورژوائی جناح های راست و چپ سرمایه، ارائه شفافیت سیاسی از اعتراضات و اعتصابات کارگری و ارائه افق انترناسیونالیستی یکی از مهمترین شروط برای پیشروی مواضع انترناسیونالیستی است. رشد طبقه کارگر خطی نیست، لذا طبقه کارگر گرایشات سیاسی متفاوتی را از خود ارائه میدهد، به تبع آن نقد کمونیستی فضای سیاسی از اهمیت بخصوصی برای پیشروی مواضع انترناسیونالیستی برخوردار است.

گرایشات متفاوت راست و چپ سرمایه با توجه به امکانات سرشاری که دارند، در تلاش هستند تا تبیینی سرمایه پسند از حوادث اجتماعی ارائه دهند. عوامفریبی چپ سرمایه بخصوص در معرفی اتحادیه های کارگری تحت عنوان تشکل های کارگری، یک خطر جدی برای تکامل مبارزه طبقاتی است. تاکید بر تشکل یابی مستقل کارگری، افشای ماهیت ضد انقلابی اتحادیه های کارگری و اینکه اتحادیه های کارگری در دولت سرمایه ادغام شده اند و بخشی از دولت سرمایه هستند، باید به تلاش خستگی ناپذیر انترناسیونالیستها تبدیل شود.

تاکید بر قدرت طبقاتی کارگران بسیار حیاتی است. طبقه کارگر تنها با تکیه بر قدرت طبقاتی خود و تنها از زمین طبقاتی خود قادر است حملات بورژوازی را دفع نماید. در این رابطه پیوند و تماس حقیقی بخش های متفاوت طبقه کارگر و نه اتحادیه های کارگری ضروری است. آزادی کارگران زندانی و یا منع تعقیب کارگران نه از طریق توسل شدن به اتحادیه های کارگری کشورهای متروپل، بلکه تنها با مبارزه متحد طبقه ما ممکن است.

از آنجائیکه مبارزه طبقاتی در سطح جهانی در وضعیت دفاعی قرار دارد، لذا تشکیل حزب کمونیست انترناسیونالیست وظیفه روز انترناسیونالیستها نیست، اما تلاش در این راستا و آماده سازی تئوریک، سیاسی و تشکیلاتی برای این امر مهم، وظیفه روز و حیاتی انترناسیونالیستها است و باید در این راستا خستگی ناپذیر تلاش کنند.



تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
جاه طلبی های امپریالیستی

اگر در دوران روبه رشد سرمایه داری، در عصر شکوفایی سرمایه داری، امپریالیست ها به دنبال مستعمرات جدید بودند تا دامنه نفوذ خود را گسترش دهند، در عصر انحطاط سرمایه داری، درعصر امپریالیسم، امپریالیسم دامنه نفوذ خود را از طریق توزیع مجدد بازار جهانی است که گسترش میدهد و این امر شامل تمامی کشورهای جهان است. در چنین شرایطی، تمامی کشورها، چه گانگسترهای بزرگ مانند آمریکا و بریتانیا و چه گانگسترهای کوچک مثل ایران و ترکیه سعی در تضعیف دیگری و تسخیر بازار همدیگر را دارند. برخلاف عوامفریبی های جناح راست و به خصوص جناح چپ سرمایه، در عصر امپریالیسم تمامی دولت ها صرف نظر از بزرگی و کوچکیشان، صرف نظر از قدرت اقتصادی و نظامی شان از گانگسترهای بزرگ مثل آمریکا و بریتانیا گرفته تا گانگسترهای کوچک مثل ایران و پاکستان همگی امپریالیست هستند.

امپریالیسم یک شیوه زندگی برای نظام سرمایه داری در عصر انحطاط سرمایه داری است. امپریالیسم سیاست بخصوصی نیست که از طرف دولت بخصوصی صادر شود آن تنها میتواند در سطح بین المللی وجود داشته باشد. چرا که امکان انباشت سرمایه در یک دولت ملی و در انزوای مطلق وجود ندارد، چراکه سرمایه داری یک سیستم جهانی است و هیچ کشوری نمی تواند به شکل جزیره و ایزوله در دنیای سرمایه داری به موجودیت خود ادامه دهد.

"سیاست امپریالیستی توسط چندتا دولت بخصوص ایجاد نشده است، آن محصولی از یک مرحله در تکامل سرمایه داری جهانی است که هرگز نمیتواند به اقدامات یک دولت محدود شود و هیچ کشوری به تنهایی قادر به بیرون آمدن از آن نیست." ( بحران سوسیال دموکراسی- روزا لوکزامبورگ)


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice