صدای انترناسیونالیستی
413 subscribers
119 photos
2 videos
48 files
157 links
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Download Telegram
to view and join the conversation
سلطانزاده.pdf
597.8 KB
آوتیس سلطان زاده منبع الهام بخش پرولتاریا

آوتیس در مراغه بدنیا آمد. پدرش نجار و مادرش رختشو بود... او در جریان انقلاب اکتبر در سال 1917 در سن پترزبورگ بود و در انقلاب اکتبر شرکت فعال داشت.

سلطانزاده بخاطر دانش مارکسیستی، توانائی به عضویت هیات اجرائیه کمینترن در آمد. از اسناد دومین کنگره کمینترن در سال 1920میتوان به «انقلاب کارگری و بین الملل کمونیست» اشاره کرد که در آن تاکید شده کمینترن حزب جهانی قیام کارگری و دیکتاتوری پرولتاریا است، امضای سلطان زاده در کنار نام لنین، تروتسکی، بوردیگا، پانکهرست و غیره به چشم میخورد.

در دومین کنگرۀ کمینترن در یکی از حساس ترین مباحث کنگره یعنی مسئله ملیتها نماینده کمونیستهای ایران در کنار جناح چپ کنگره قرار میگیرد. سلطانزاده چنین می گوید: "

فقط فرض کنیم که در هندوستان انقلاب کمونیستی آغاز شده است. آیا کارگران این کشور میتوانند بدون کمک یک جنبش انقلابی در انگلستان و اروپا در مقابل حمله بورژوازی سراسر جهان مقاومت کنند؟ طبیعتا نه. ... انقلابی که در غرب آغاز شده است زمینه را در ایران و ترکیه نیز آماده ساخته و به انقلابیون نیرو بخشیده است. عصر انقلاب جهانی آغاز گشته است...
اعتراضات خوزستان.pdf
664 KB
بی آبی، بیکاری، فقر، سیل، پاندامی
سرمایه داری یعنی توحش، بربریت

چندین روز است که خشم فرو خورده مردم خوزستان از بی آبی، بیکاری، فقر، پاندامی و... در اعتراض به زندگی بربروار، خود را به شکل اعتراضات خیابانی نشان میدهد....جامعه وارونه ایی که جنگ هشت ساله، بی آبی، بیکاری، فقر، بحران های اقتصادی پشت سر هم را تجربه کرده است، زمینه های اعتراضات را مهیا کرده است. توحش و بربریت سرمایه داری یک جهنم زمینی و واقعی نه تنها برای طبقه کارگر بلکه برای اکثریت ساکنان آن بوجود آورده است. بر طبق مرکز آمار ایران هزینه خانوارهای شهری و روستایی اخیرا 30 درصد افزایش یافته است، این در حالی است که بر طبق نشریه فوربوس و با وجود تحریمهای وضع شده توسط آمریکا و با وجود پاندامی کرونا، تعداد میلیونرهای دلاری در ایران حدود 22 درصد رشد کرده است. در یک سو تصاویر پنت هاوس ها و کاخ های افسانه ای در کنار رنگین کمان پورشه ها و در سوی دیگر بیکاری لجام گسیخته، زندگی زیر خط فقر، بی مسکنی، بی آبی، بی برقی، فروش کلیه و ده ها معضل دیگر، چهرۀ کریه نظام طبقاتی را بوضوح به تصویر میکشد، این دنیای وارونه و کثیف سرمایه داری را باید به زیر کشید.
آگاهی طبقاتی و سازمان انقلابی

" تمامی فیلسوفان تا به حال جهان را تفسیر کرده اند. مسئله چگونگی دگرگون ساختن آن است " ( مارکس)

آگاهی طبقاتی، نقش و وظایف سازمان انقلابی یکی از بحث برانگیزترین مباحث در طول تاریخ طبقه کارگر بوده است. در این خصوص سوالهای زیادی را میتوان مطرح کرد. اینکه آگاهی عموما به چه شکلی است؟ آگاهی پرولتری چیست؟ ایدئولوژی چیست؟ تفاوتهای ایدئولوژی و آگاهی طبقاتی پرولتری چیست؟ نقش و وظیفه سازمان انقلابی چیست؟ رابطه حزب و طبقه چیست؟

چطور این سوالها در طول تاریخ طبقه کارگر پاسخ گرفته است؟ چطور میتوانیم از گذشته مان درس بگیریم؟ افق مارکسیستی چیست؟

صدای انترناسیونالیستی تلاش دارد به این سوالها از یک افق و انسجام مارکسیستی پاسخ دهد. این پاسخها "آیه های مقدس" نیست که جایی برای تغییر و تکامل نداشته باشد، بلکه یک تلاش از افق مارکسیستی و همچنان پروسۀ درحال تکامل است. جزوه «سازمان انقلابی یا انتشاراتی انقلابی» را به زبانهای فارسی و انگلیسی مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.
مجاهدین بعنوان پیاده نظام در تنش های امپریالیستی

مجاهدین بعنوان یک گرایش بورژوائی با روبنای ایدئولوژیک اسلامی شکل گرفت و از اولین روزهای حوادث سال 1357 که در فضای سیاسی ایران از حداقل نفوذی برخودار بود، ادعای شرکت در قدرت سیاسی را داشت. دیدار مجاهدین با خمینی و مسئولان اولیه جمهوری اسلامی در راستای تقاضای شریک شدن در قدرت سیاسی بود. اما بورژوازی اسلامی حاضر به دخالت دادن و یا شریک کردن مجاهدین در قدرت سیاسی نشد.

کشمکشها تداوم یافت و سرانجام کاسه صبر مجاهدین فرو ریخت و برعلیه بورژوازی اسلامی به عصیان برخاستند. جنگ مجاهدین با جمهوری اسلامی، جنگی بین دوجناح بورژوایی، یکی در قدرت و دیگری در اپوزسیون بوده است. جنگ اپوزسیون بورژوایی مجاهدین با بورژوازی در قدرت جمهوری اسلامی، جنگ قدرتی است که روبنای ایدئولوژیک هر دو اسلام تشیع دوازده امامی است.

مجاهدین بعنوان یک جریان بورژوایی، در طول تاریخ خود، همیشه بر علیه طبقه کارگر بوده است. جنگ قدرت مجاهدین، نه تنها ربطی به طبقه کارگر ندارد بلکه همیشه در راستای تضعیف مبارزه مستقل کارگری و مبارزه طبقاتی بوده است.

مجاهدین برای دستیابی و یا شریک شدن در قدرت سیاسی نشان داده اند که توانایی و ظرفیت ایفای نقش پیاده نظام را در تنش های امپریالیستی دارند. تشکیل "ارتش آزادیبخش" بعنوان بخشی از پیاده نظام ارتش عراق که با حمایت و پشتیبانی کشورهای حوزه خلیج انجام گرفت و توانایی "ارتش آزادیبخش" در ایفای نقش پیاده نظام در تنش های امپریالیستی بخشی از کارنامه ارتجاعی و ضد انقلابی مجاهدین است. مجاهدین به یک گروه فشار در سیاست خارجی امپریالیستها تبدیل شده و با برگزاری کنفرانس ها و گفتگو با پارلمانتاریست های اروپایی و آمریکایی، تلاش می کند تا به بورژوازی غرب بقبولاند که بهتر از سایر جناح های اپوزسیون جمهوری اسلامی می تواند نظام سرمایه را با سرمایه جهانی وفق دهد و حکومت را اداره کند.



تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
وظایف انترناسیونالیستی

وظیفه پایه ای انترناسیونالیستها دفاع از برنامه کمونیستی تا محو طبقات اجتماعی است نه اینکه دنباله رو طبقه کارگر باشند، حتی اگر به انزوای بیشتر آنها در تشکلهای کارگری بینجامد. افشای ماهیت بورژوائی جناح های راست و چپ سرمایه، ارائه شفافیت سیاسی از اعتراضات و اعتصابات کارگری و ارائه افق انترناسیونالیستی یکی از مهمترین شروط برای پیشروی مواضع انترناسیونالیستی است. رشد طبقه کارگر خطی نیست، لذا طبقه کارگر گرایشات سیاسی متفاوتی را از خود ارائه میدهد، به تبع آن نقد کمونیستی فضای سیاسی از اهمیت بخصوصی برای پیشروی مواضع انترناسیونالیستی برخوردار است.

گرایشات متفاوت راست و چپ سرمایه با توجه به امکانات سرشاری که دارند، در تلاش هستند تا تبیینی سرمایه پسند از حوادث اجتماعی ارائه دهند. عوامفریبی چپ سرمایه بخصوص در معرفی اتحادیه های کارگری تحت عنوان تشکل های کارگری، یک خطر جدی برای تکامل مبارزه طبقاتی است. تاکید بر تشکل یابی مستقل کارگری، افشای ماهیت ضد انقلابی اتحادیه های کارگری و اینکه اتحادیه های کارگری در دولت سرمایه ادغام شده اند و بخشی از دولت سرمایه هستند، باید به تلاش خستگی ناپذیر انترناسیونالیستها تبدیل شود.

تاکید بر قدرت طبقاتی کارگران بسیار حیاتی است. طبقه کارگر تنها با تکیه بر قدرت طبقاتی خود و تنها از زمین طبقاتی خود قادر است حملات بورژوازی را دفع نماید. در این رابطه پیوند و تماس حقیقی بخش های متفاوت طبقه کارگر و نه اتحادیه های کارگری ضروری است. آزادی کارگران زندانی و یا منع تعقیب کارگران نه از طریق توسل شدن به اتحادیه های کارگری کشورهای متروپل، بلکه تنها با مبارزه متحد طبقه ما ممکن است.

از آنجائیکه مبارزه طبقاتی در سطح جهانی در وضعیت دفاعی قرار دارد، لذا تشکیل حزب کمونیست انترناسیونالیست وظیفه روز انترناسیونالیستها نیست، اما تلاش در این راستا و آماده سازی تئوریک، سیاسی و تشکیلاتی برای این امر مهم، وظیفه روز و حیاتی انترناسیونالیستها است و باید در این راستا خستگی ناپذیر تلاش کنند.



تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
جاه طلبی های امپریالیستی

اگر در دوران روبه رشد سرمایه داری، در عصر شکوفایی سرمایه داری، امپریالیست ها به دنبال مستعمرات جدید بودند تا دامنه نفوذ خود را گسترش دهند، در عصر انحطاط سرمایه داری، درعصر امپریالیسم، امپریالیسم دامنه نفوذ خود را از طریق توزیع مجدد بازار جهانی است که گسترش میدهد و این امر شامل تمامی کشورهای جهان است. در چنین شرایطی، تمامی کشورها، چه گانگسترهای بزرگ مانند آمریکا و بریتانیا و چه گانگسترهای کوچک مثل ایران و ترکیه سعی در تضعیف دیگری و تسخیر بازار همدیگر را دارند. برخلاف عوامفریبی های جناح راست و به خصوص جناح چپ سرمایه، در عصر امپریالیسم تمامی دولت ها صرف نظر از بزرگی و کوچکیشان، صرف نظر از قدرت اقتصادی و نظامی شان از گانگسترهای بزرگ مثل آمریکا و بریتانیا گرفته تا گانگسترهای کوچک مثل ایران و پاکستان همگی امپریالیست هستند.

امپریالیسم یک شیوه زندگی برای نظام سرمایه داری در عصر انحطاط سرمایه داری است. امپریالیسم سیاست بخصوصی نیست که از طرف دولت بخصوصی صادر شود آن تنها میتواند در سطح بین المللی وجود داشته باشد. چرا که امکان انباشت سرمایه در یک دولت ملی و در انزوای مطلق وجود ندارد، چراکه سرمایه داری یک سیستم جهانی است و هیچ کشوری نمی تواند به شکل جزیره و ایزوله در دنیای سرمایه داری به موجودیت خود ادامه دهد.

"سیاست امپریالیستی توسط چندتا دولت بخصوص ایجاد نشده است، آن محصولی از یک مرحله در تکامل سرمایه داری جهانی است که هرگز نمیتواند به اقدامات یک دولت محدود شود و هیچ کشوری به تنهایی قادر به بیرون آمدن از آن نیست." ( بحران سوسیال دموکراسی- روزا لوکزامبورگ)


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
ویروس کرونا یا ویروس سرمایه داری؟

بیش از صد سال است که سرمایه داری وارد دوران انحطاط خود شده است، بیش از صد سال است که روابط تولیدی خود غل و زنجیری بر دست و پای نیروهای مولده شده است، بیش از صد سال است که سرمایه داری تنها جنگ، استثمار، پاندمی ویروس، بیکاری گسترده، تورم و در یک کلام فقط بربریت برای بشریت عرضه کرده است.

پاندمی ویروس کرونا، نه بحران بیولوژیکی بلکه بحران ساختاری شیوه تولید سرمایه داری است و راه حل آن نیز نه واکسن کرونا بلکه جایگزین کردن نظام توحش سرمایه داری و جایگزینی آن با نظامی است که در آن بهداشت نه در راستای تولید سود بلکه برای سلامتی بشریت باشد.

بر ویرانه های بر جا مانده از پاندمی ویروس کرونا، بیکاری های گسترده، سقوط استانداردهای زندگی طبقه کارگر، تورم، مشکلات اجتماعی، مشکلات روانی و ده ها معضل دیگر گریبانگیر طبقه کارگر و اقشار تحتانی جامعه خواهد شد. بورژوازی سعی خواهد طبقه کارگر و اقشار تحتانی جامعه هزینه های بحران را با کاهش هزینه های رفاهی، با سیاست های ریاضت اقتصادی، با انجماد دستمزدها، کاهش حقوق بازنشستگی و با استثمار بیشتر پرداخت کنند.

آیا طبقه کارگر نیز خود را برای دوران پسا کرونا آماده میکند؟ آیا طبقه کارگر ویرانی های حاصل از پاندمی کرونا را به فرصتی برای پیشروی جنبش کارگری تبدیل خواهد کرد؟ آیا طبقه کارگر با تشدید مبارزه طبقاتی، افق انقلاب جهانی را خواهد گشود و به بدبختی میلیاردها انسان این کره خاکی پایان خواهد داد؟ آینده مبارزه طبقاتی پاسخ چنین سوالاتی را روشن خواهد کرد.

دوران پسا کرونا وظایف و مسئولیت های جدیدی نیز پیش روی انترناسیونالیستها قرار میدهد. کمونیستها جبرگرا نیستند و به دخالت و تاثیر گذاری انقلابیون در مبارزه طبقاتی باور دارند. بدون دخالت و تاثیر گذاری گرایشات انقلابی در اعتراضات اجتماعی تنها خشم خفته اعتراضات اجتماعی تخلیه خواهد شد و اعتراضات اجتماعی نخواهند توانست به سطح عالی تری ارتقاء یابند.

سرمایه داری بوی خون، کثافت و لجن میدهد. اگر طبقه کارگر به حکم تاریخی خود، یعنی به زیر کشیدن سرمایه داری از طریق انقلاب کمونیستی عمل نکند، نابودی بشریت حتمی است. نابودی بشریت حتما از طریق جنگ جهانی نیست بلکه میتواند از طریق توحش سرمایه، پاندامی ویروس، فجایع زیست محیطی نیز انجام بگیرید. برای پایان دادن به بربریت و وحشیگری سرمایه داری آلترناتیو انترناسیونالیستها بیش از هر زمان دیگری معتبر است:

انقلاب کمونیستی یا نابودی بشریت!

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
شوراهای کارگری

محتوا و ماهیت شوراهای کارگری نه تنها توسط گرایشات چپ سرمایه، بلکه حتی توسط کسانی که خودشان را به کمونیسم شورائی آویزان می سازنند، از مفهوم مارکسیستی تهی شده است. توضیح و یا دفاع هر چند مختصر از مفهوم مارکسیستی شوراهای کارگری ضروری است.

شوراهای کارگری عالی ترین شکل تشکل کارگری هستند. زمانی که مبارزه طبقاتی حاد می شود و دو طبقه اجتماعی همدیگر را به چالش می کشند، نه بورژوازی قادر به ادامه حکومت است و نه پرولتاریا هنوز سرمایه داری را واژگون کرده است، در شرایط تاریخی خاصی یعنی حالتی که جامعه حالت قدرت دوگانه را دارد شوراهای کارگری شکل می گیرند. در چنین شرایطی شوراهای کارگری شکل می گیرند تا کنترل کارخانه ها و محلات را از پائین بدست بگیرند و خودشان را بعنوان آلترناتیو قدرت سرمایه داری معرفی کنند. کارگران همچنین ارگانهای دفاع از شوراهای خود را نیز تشکیل میدهند. شوراهای کارگری نطفه های اولیه دیکتاتوری پرولتاریا هستند.

اشاره به این نکته ضروری است که رشد طبقه کارگر خطی نیست، لذا طبقه کارگر گرایشات سیاسی متفاوتی را از خود ارائه میدهد و این مسئله نیز کاملا طبیعی است. برای نمونه شوراهای کارگری در سال 1905 و 1917 در روسیه و در سال 1918 در آلمان شکل گرفتند. نکته حائز اهمیت این است که چنین شوراهائی الزاما واژگونی سرمایه داری و تسخیر قدرت سیاسی را در دستور روز خود ندارند. علت این مسئله هم این است همانطوری که اشاره شد شوراهای کارگری گرایشات متفاوت سیاسی را در بر می گیرد، چه بسا اکثریت با گرایشات غیر انقلابی باشد، برای نمونه ژوئیه 1917 در روسیه و یا دسامبر 1918 در آلمان. در دسامبر 1918 در آلمان روزا لوکزامبورگ و كارل لیبكنخت حتی اجازه نداشتند در کنگرۀ شوراها حاضر شوند تا حضار را مورد خطاب قرار دهند. چه در روسیه و چه در آلمان تنها با فعالیت خستگی ناپذیر انقلابیون بود که نماینده های ضد انقلابی یا متزلزل کنار گذاشته شد و به جای آن نمایندگان انقلابی در شوراهای انقلابی جایگزین گردید.

خارج از بطن جامعه، امکان اداره شورائی یک کارخانه تحت نظام سرمایه داری حتی در متروپل سرمایه داری نیز تنها یک توهم است. نمیتوان جزیره جداگانه ای در درون مناسبات سرمایه داری درست کرد که قوانین سرمایه داری بر آن حاکم نباشد. سرمایه داری یک نظام مسلط تولیدی جهانی است که حتی به دوره افتاده ترین اقصی نقاط این کرۀ خاکی نفوذ کرده است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
IranTribonalF.pdf
703.7 KB
بدون بزیر کشیدن سرمایه داری نمیتوان جمهوری اسلامی را به محاکمه کشید

این مقاله چند سال قبل و در جریان «ایران تریبونال» انتشار یافت، بمناسبت سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی مجددا باز نشر میشود.

تاریخ جمهوری اسلامی، تاریخی مملو از خون بوده است. این حکومت خدا بر روی زمین در خون بدنیا آمد و با خون نیز توانست خودش را تثبیت کند. در دهۀ 60 دهها هزار انسان معترض را به زنجیر کشید و دهها هزار زندانی سیاسی را قتل عام کرد. بورژوازی اسلامی با دستگاه سرکوب و اختاپوسی گونۀ خود، غیر قابل تصور ترین شکنجه های جسمی و روحی را بر زندانیان سیاسی اعمال کرد.

بسیار دشوار است لیستی از شکنجه های بورژوازی اسلامی که تنها تصورشان مو بر تن آدمی سیخ می کند، ارائه داد. معمول ترین آن کابل زدن زیر پای زندانی بود و وحشتناک ترین و غیر قابل تصور ترین آن «تابوت» بود که برای درهم شکستن زندانیان سیاسی سر موضعی اعمال می شد. ابعاد این جنایت آن چنان وسیع، گسترده، دردناک و فراموش نشدنی است که جان بدر بردگان از «آشویتس های» بورژوازی اسلامی علیرغم گذشت دهه ها همچنان کابوس های آن سالها را با خود دارند، تو گوئی بخشی از وجودشان شده است. این جان بدر بردگان..
تروتسکی همچون یک انقلابی جان باخت!

در 20 اوت سال 1940 هشتاد و یک سال پیش، لئون تروتسکی، یکی از خالقان انقلاب اکتبر، از رهبران شوراهای کارگری، سازمانده قهرمان ارتش سرخ، خطیب توانا و سرسخت انقلاب کمونیستی توسط یکی از عوامل استالین بنام «رامون مرکادر» بطور وحشیانه با تبر در مکزیک مجروح گردید و روز بعد جان باخت.

تروتسکی علیرغم اشتباهاتی که مرتکب شد، بخصوص در اواخر عمر، اما همچون یک انقلابی جان باخت. تروتسکی و تروتسکیسم به دو اردوی متفاوت تعلق دارند، تروتسکیسم جناح چپ سرمایه را نمایندگی میکند. تاریخ و انقلابیون قتل تروتسکی را هیچوقت فراموش نخواهند کرد. در گرامیداشت یاد این انقلابی بزرگ یک قطعه کوتاه از وصیت نامه مختصر او را که در تاریخ 27 فوریه سال 1940 یعنی شش ماه قبل از ترور وی نگاشته شده را می آوریم که نمایانگر امید راسخ و تلاش دائمی او برای مبارزه، برای یک آینده کمونیستی و دنیایی بهتر بود. باشد که از این طریق ادای سهمی اندک به این انقلابی بزرگ کرده باشیم.

"چهل و سه سال ازعمری که آگاهانه طی کردم، بصورت یک انقلابی وفادار باقی مانده ام، چهل و دو سال از آن سالها تحت لوای مارکسیسم جنگیده ام. اگر مجبور بودم همه آن سالها را از نو شروع کنم، البته سعی خواهم کرد که از این یا آن اشتباه پرهیز کنم، اما مسیر اصلی زندگی من همانگونه بدون تغییر باقی می ماند. من یک انقلابی کارگری، یک مارکسیست، ماتریالیست دیالکتیکی و به تبع آن یک خدا ناباور آشتی ناپذیر خواهم مرد. ایمان من به آینده کمونیستی بشریت کمتر از گذشته نیست، در واقع امروز محکم تر از آن چیزی است که در روزگار جوانی من بود ... زندگی زیبا است. بگذارید نسلهای آینده آن را از شر همه شرارتها ، ستم و خشونت پاک کنند و از آن لذت ببرند."


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
AfghanistanF.pdf
630.3 KB
قدرت گیری مجدد طالبان بیانگر شکست نظم نوین جهانی است

انتشار تصاویر دردناک و غم انگیز فرودگاه کابل در شبکه های اجتماعی، بار دیگر توحش جاری در افغانستان را جلو چشمان انسانها برجسته تر کرد. انسانهای مستاصل از توحش طالبان بدنبال نجات جان خود بودند. انسانها از بدنه هواپیما سقوط میکرند، بقایای اجساد انسانی از لای چرخهای هواپیما کشف میشد، مادری که نمیتوانست وارد فرودگاه شود، نوزاد خود را به آنسو ارسال میکرد، تا حداقل نوازد جان سالم بدر ببرد و... انسان از دیدن تصاویر شرمگین میشود، تصاویری که کلام قادر به توصیف آنها نیست، تصاویری که توحش سرمایه داری انحطاط یافته را بخوبی به تصویر میکشد.

در دهه 80 میلادی و در جریان جنگ سرد و بدنبال اشغال افغانستان توسط شوروی، به ابتکار بریتانیا و آمریکا و با کمک عربستان و پاکستان، مجاهدین افغانستان بعنوان پیاده نظام در سیاست امپریالیستی بلوک غرب شکل گرفت. بلوک غرب مجاهدین افغانستان را آموزش نظامی داد، به مدرنترین تجهیزات مجهز کرد، حمایت مادی و تبلیغاتی برایشان انجام داد تا در راستای منافع امپریالیستی بلوک غرب بهتر بتوانند خدمت کنند. بدنبال فروپاشی بلوک شرق و تسلط مجاهدین اسلامی ...
جاه طلبی های امپریالیستی چین برای قدرت جهانی

درک جاه طلبی های امپریالیستی چین تنها از طریق درک مفهوم امپریالیسم در عصر گندیدگی سرمایه امکان پذیر است، یعنی از طریق درک توسعه و تکامل سرمایه داری جهانی و بازار جهانی. اگر در دوران رشد سرمایه داری امپریالیست ها بدنبال مستعمرات جدید بودند، در عصر انحطاط سرمایه داری، در عصر امپریالیسم، امپریالیسم مربوط به توزیع مجدد بازار جهانی است و این امر شامل تمامی کشورهای جهان است. در چنین شرایطی، تمامی کشورها، چه گانگسترهای بزرگ مانند آمریکا و چین و چه گانگسترهای کوچک مثل ایران و ترکیه سعی در تضعیف دیگری و تسخیر بازار همدیگر را دارند.

انگلستان نخستین کشور سرمایه داری و صنعتی در جهان بود، بدنبال آن کشورهایی چون آلمان، فرانسه و آمریکا پروسه صنعتی شدن را در پیش گرفتند، نکته حائز اهمیت این است که سرمایه گذاری های خارجی نقش مهمی برای تامین اعتبار برای صنعتی شدن بویژه در آمریکا و آلمان ایفا کرد. سرمایه گذاری فاکتور اصلی در صنعتی شدن یک جامعه است. سرمایه داری دولتی برای سرمایه گذاری خارجی جذاب نیست و خود دولت نیز در سرمایه گذاری محدودیت دارد. اعطای اعتبارات در سرمایه داری دولتی از محدودیت های جدی برخوردار است و کمبود اعتبارات مهمترین دلیل در کمبود سرمایه گذاری در سرمایه داری دولتی است. سوال اساسی که مطرح میشود این است، اعتبارهای لازم برای پروسه صنعتی شدن چین چطور مهیا شد؟

چین از اوایل 1970 میخواست از انزوا بیرون آید و در بلوک اقتصادی غرب ادغام شود. بدنبال دیپلماسی پینگ پنگ، کسینجر به چین سفر کرد و زمینه ملاقات نیکسون را با مائو و دیگر مقامات مهیا کرد. هفت ماه بعد از دیدار نیکسون از چین، چین روابط دیپلماتیک خود را با ژاپن نیز برقرار کرد و روابط با کشورهای غربی نیز بهبود یافت.

پس از مرگ مائو، دنگ تغییرات جدی در سیستم سرمایه داری دولتی از نوع چینی بوجود آورد، به عبارت بهتر قانونی شدن مالکیت خصوصی. قانونی شدن مالکیت خصوصی زمینه را برای سیستم اعتباری سرمایه داری مهیا ساخت. سرمایه گذاری و اعطای اعتبارات نقش مهمی در توسعه و نوسازی و رشد اقتصادی چین ایفا کرده است.

نیروی کار ارزان، یارانه های دولتی، وام های کم هزینه دولتی و ثابت ماندن نرخ ارز ملی زمینه را برای مازاد تجارت و ذخایر بالای ارزی برای صادرکنندگان داخلی و خارجی فراهم کرد. صادر کنندگان چینی کالاهای خود را به دلار یا دیگر ارزها میفروختند اما پرداخت دستمزد و تهیه بخش اعظم مواد اولیه به یوان انجام میگرفت، لذا ارز خارجی خود را توسط بانکهای داخلی به یوان تبدیل میکردند. نتیجه این روند در بلند مدت، افزایش تصاعدی ذخایر ارزی چین بود که امکان تامین مالی وام ها را برای چین میسر کرد که در روند خود رشد تاریخی چین در تولید ناخالص داخلی و سرمایه گذاری را تضمین کرد.

چین با خرید دلار در بازار های بین المللی نرخ ارز ملی خود را ثابت نگه داشت و به تبع آن توانست رقابت پذیری چین را حفظ کند و همچین رشد مبتنی بر صادرات را تضمین کند. چین همچنین سرمایه گذاری خصوصی در خارج را بشدت محدود کرد. یکی از مهمترین عوامل رشد اقتصادی چین این است که چین بزرگترین تولید کننده و صادر کنندۀ جهانی است و صادرات نقش مهمی در رشد اقتصادی چین ایفا کرده است. حدود 59 درصد از صادرات چین به متروپل سرمایه داری بوده است و تراز تجاری چین در اکثر سالها مثبت بوده است. کسری موازنه تجاری آمریکا با چین بین سالهای 1985 تا 2018 بشدت افزایش پیدا کرده است.

چین توانسته بود به پول ملی خود ثبات دهد و نرخ مالیاتی را پائین نگه داشته بود و بویژه نیروی کار ارزان چینی، نقش مهمی در جذب سرمایه های خارجی ایفا کرد و کشورهای غربی چین را بعنوان یک بازار بزرگ برای سرمایه گذاری های سودآور می دیدند. علیرغم این باید تاکید کرد که سرمایه گذاری خارجی در چین هرگز از 10 درصد کل سرمایه گذاری انجام شده فراتر نرفت و رشد اقتصادی چین بیشتر مرهون سرمایه گذاری داخلی است. تولید ناخالص داخلی چین در سال 1960 که حدود 60 میلیارد دلار بود در سال 2018 به بیش از 13.61 تریلیون دلار رسید.

آیا چین همان راهی را خواهد پیمود که ابتدا بریتانیا و سپس آمریکا پیمود؟ چین در آینده از لحاظ اقتصادی پیشرفت هایی را کسب خواهد کرد و حتی در حوزۀ نظامی نیز میتواند موقعیت خود را ارتقاء دهد و نفوذ خود را در کشورهای مسیر «جاده ابریشم» و بویژه در آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه و آفریقا گسترش دهد، اما چین در حال حاضر نه استراتژی رهبری بلوکی را دارد و نه به لحاظ ایدئولوژیک در شرایط کنونی قادر به ایفای چنین نقشی است. لذا چین حداقل در کوتاه مدت نخواهد توانست جایگزین آمریکا شود.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
این نه ویروس کرونا بلکه سرمایه داری است که انسانها را قتل عام میکند!

آیا شیوع ویروس کرونا و حوادث شبیه آن قابل کنترل نیستند؟ اگر چه نمیتوان وقوع چنین حوادثی را صد در صد از قبل تضمین کرد، اما میتوان عواقب چنین حوادثی را بشدت پائین آورد. شیوع ویروس کرونا، ویروس ابولا و یا دیگر فجایع طبیعی محصول نظام سرمایه داری و بخشی جدائی ناپذیر از متابولیسم نظام سرمایه داری است. نظامی که در آن، هدف نه رفع نیازهای بشری، نه رفاه بشری بلکه کسب حداکثر سود آن هم به هر قیمتی است.

فقط انترناسیونالیستها نیستند که اظهار میدارند، این ویروس کرونا نیست که انسانها را میکشد بلکه این سرمایه داری است که بشریت را قتل عام میکند. در جامعه سرمایه داری همه چیز فقط در راستای سود است. پرفسورکریستین دروستن ویروس شناس آلمانی تاکید میکند علت اینکه مردم بر اثر کرونا میمیرند، خطرناک بودن این بیماری نیست بلکه کمبود امکانات حتی در جوامع پیشرفته و مدرن است. مهمتر از همه سیاست های ریاضت اقتصادی که سرمایه داری در دهه های اخیر بر جامعه تحمیل کرده، امکانات پزشکی را محدود کرده است و الان عوارض خود را نشان میدهد.

در حالیکه ما شاهد کاهش بودجه بهداشت، درمان، آموزش و غیره هستیم اما همزمان بودجه های نظامی (جنگی) بطور کلی در سراسر جهان افزایش پیدا کرده اند. دولتهای بورژوایی شدیدترین سیاست های ریاضت اقتصادی را برای طبقه کارگر و اقشار تحتانی جامعه اعمال میکنند، همزمان بودجه های جنگی را افزایش میدهند. هزینه های دفاعی یا به عبارت بهتر جنگی جهان در سال 2019 نسبت به سال قبل از آن 4 درصد بیشتر شده است، اگر چه افزایش هزینه های دفاعی (جنگی) در سرمایه داری متروپل چشمگیر است اما میتوان همین افزایش را در سرمایه داری پیرامونی نیز مشاهده کرد.

این مسئله، کشتار انسانها توسط کرونا در حاکمیت ننگین بورژوازی اسلامی بسیار وحشتناک تر و غیر انسانی تر از جاهای دیگر خود را نشان میدهد. جانیان بورژوازی اسلامی فقط در سیاه چالها قتل عام نمی کنند بلکه در جامعه نیز توسط کرونا و دیگر سیاست های ارتجاعی خود، نه تنها طبقه کارگر بلکه مردم را قتل عام میکنند!

سرمایه داری بوی خون، کثافت و لجن میدهد. سرمایه داری یعنی شیوع ویروس کرونا، ویروس ابولا، نابودی محیط زیست، کابوس جنگ، هرج و مرج و دهها معضل دیگر. اگر طبقه کارگر به حکم تاریخی خود، یعنی به زیر کشیدن سرمایه داری از طریق انقلاب کمونیستی عمل نکند، نابودی بشریت حتمی است. نابودی بشریت حتما از طریق جنگ جهانی نیست بلکه میتواند از طریق توحش سرمایه، شیوع ویروس، فجایع زیست محیطی نیز انجام بگیرید.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
گوشت دم توپ کردن مردم در جنگ ارتجاعی تحت عنوان «جبهه مقاومت»

بدنبال قدرت یابی مجدد طالبان و فرار اشرف غنی، امرالله صالح خود را رئیس جمهور افغانستان اعلام کرد و به همراه احمد مسعود «جبهه مقاومت» را در درهٔ پنجشیر سازمان دادند، سفارت افغانستان در تاجیکستان نیز عکس های صالح را در ساختمان سفارت آویزان کرد. از هفته نامه اکونومیست تا روزنامه ایندیپندنت، از پرفسور دانشگاه سوربن «ژیل دورونسورو» تا ژورنالیستهای «بی بی سی» از مقاومت و پایداری «جبهه مقاومت» سخن می گویند. حتی قیاسی نیز با نیروهای مقاومت در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفته است و جنگجویان «جبهه مقاومت» لقب مبارزان نیز گرفته اند. در همین راستا احمد مسعود رهبر معنوی جبهه مقاومت خطاب به کشورهای غربی و عربی و بر ضرورت مبارزه برای آزادی تاکید کرد و اعلام داشت:

"خطابم به همهٔ شما است. شمایی که به ما پیش‌تر و در جریان مبارزه برای آزادی علیه شوروی و طالبان در ۲۰ سال پیش آنقدر کمک کردید: شما دوستان عزیز آزادی آیا بار دیگر ما را همچون گذشته یاری خواهید کرد؟ با وجود خیانت بعضی‌ها، ما به شما اعتماد زیادی داریم"

این بار قرار است تحت نام «جبهه مقاومت» مردم را گوشت دم توپ در جنگ ارتجاعی کنند و از چهار گوشه جهان نیز زمینه های آنرا مهیا می کنند. این بار قرار است «جبهه مقاومت» پیاده نظام را در سیاست ارتجاعی گانگسترهای رنگارنگ ایفا کند. این بار قرار است خون مردم افغانستان در راستای سیاستهای امپریالیستی جاری شود. ارتجاعی ترین مزدوران کشورهای غربی و عربی لقب مبارز می گیرند و حمایت شان توصیه میشود. اما در دنیای واقعی، جنگ، بیکاری، گرسنگی، خشونت، زن ستیزی و... در یک کلام توحش در انتظار مردم افغانستان است.

در چنین شرایطی شاید این سوال مطرح شود، آیا مردم افغانستان برای نجات جان خود حق دفاع ندارند؟ آیا مردم افغانستان نباید از خود دفاع کنند؟ آیا برای اینکه مثل گوسفند سرهایشان بریده نشود مجبور به دفاع مسلحانه از خود نیستند؟ آیا اگر خود شما در افغانستان بودید، برای دفاع از خود نمی جنگیدید؟ در چنین شرایطی، مسئله بر سر دفاع از هستی خویش نیست بلکه بر سر این است که چطور طبقه کارگر و مردم به گوشت دم توپ بورژوازی در جنگ گانگسترها تبدیل نشود. رزا لوگزامبورگ این صحنه ها را این طور توصیف کرده است :

"اما وقتی که ما قادر نبودیم مانع جنگ شویم و برخلاف خواست ما جنگ برپاشد و کشور ما با تجاوزی روبرو شد. آیا باید کشورمان را بی دفاع رها سازیم؟ آیا باید آن را بدست دشمن تحویل دهیم ؟ آیا مگر سوسیالیسم از حق ملل در تعیین سرنوشت خود دفاع نمی کند؟ آیا این به معنای آن نیست که مردم مجازند و حتی وظیفه دارند، از آزادی های خود، از استقلال خویش حمایت کنند؟ وقتی خانه ی ما آتش گرفته است، آیا نباید ابتدا بیش از آنکه آتش افروز را مشخص کنیم، آتش را مهار کنیم؟ این استدلال ها بارها وبارها در دفاع از رویکرد سوسیال دموکراسی آلمان و فرانسه تکرار شده است. اما یک نکته را آتش نشان در آتش سوزی خانه فراموش کرده است: از نظر سوسیالیست ها «دفاع از سرزمین پدری» به این معنا نیست که نقش گوشت دم توپ را تحت فرماندهی بورژوازی امپریالیست ایفاء کند".

مارکس در خطابیه ی مشهورش به شورای عمومی بین الملل در زمان سقوط کمون پاریس گفت:

"پس از وحشتناک ترین جنگ دوران مدرن، ارتش های متخاصم ، پیروز و شکست خورده دست به دست هم می دهند تا پرولتاریا را مشترکا قصابی کنند – مشاهده ی این رویداد باورنکردنی، چنانکه بیسمارک می خواهد ما باور کنیم ثابت نمی کند که قدرت اجتماعی جدید را برای همیشه نابود کرده است بلکه از هم پاشی کامل جامعه کهن بورژوازی را نشان می دهد. بالاترین دستاورد قهرمانانه ای که هنوز در توان این نظم کهن است، جنگ ملی است. و اکنون ثابت شده است که چنین جنگی خدعه ای است تدارک دیده شده از سوی حکومت که تنها هدفش به تعویق انداختن مبارزه ی طبقاتی است. خدعه ای که به محض آنکه مبارزه طبقاتی به برپایی جنگ داخلی بی انجامد، عریان خواهد شد. دیگر حکومت طبقاتی را نمی توان در پس یونیفورم ملی پنهان کرد. حکومت های ملی علیه پرولتاریا متحد شده اند."

جنگ گانگسترهای بزرگ و کوچک ریشه در گندیدگی نظام سرمایه داری دارد. از درون صلح سرمایه داری تنها شعله های جنگ می تواند زبانه کشد. حل مسئله افغانستان نه از طریق «جبهه مقاومت» و یا دیگر جریانات ارتجاعی و نه از طریق مذاکره با دولتهای ارتجاعی بلکه تنها از طریق طبقه کارگر جهانی و از طریق مبارزه طبقاتی قابل حل است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
آلترناتیو پرولتاریا و انقلاب کمونیستی

تنها یک طبقه اجتماعی در طول تاریخ بشریت بوجود آمده و با توجه به شرایط مادی خود قادر بوده، آلترناتیوی در مقابل نظامی که آن را استثمار می کند ارائه دهد و آن هم طبقه پرولتاریا بوده است و آلترناتیو آن هم نظام کمونیستی است. بر خلاف نظام های پیشین که نطفه های آنان ابتدا در درون نظام های طبقاتی قبلی بوجود آمد و در درون نظام قبلی شروع به رشد کردند و سر انجام به نظام حاکم تبدیل شدند، آلترناتیو پرولتاریا برای نظام سرمایه داری، به عبارت دیگر نطفه روابط تولیدی سوسیالیستی نمی تواند در درون نظام سرمایه داری بوجود آید تا بتواند به رشد خود ادامه دهد.

منتهی باز هم برخلاف طبقات استثمار شدۀ پیشین، طبقۀ بردگان و طبقۀ سرف (و یا حتی دهقان) برای اولین بار در تاریخ، طبقۀ استثمار شده این رسالت را بر عهده دارد تا به حاکمیت برسد و روابط تولیدی نوینی را بوجود آورد، طبقه ای که نمی تواند خود را رها کند مگر آن که کل بشریت را از یوغ نظام طبقاتی رها سازد و سپس خود را به مثابه یک طبقه از بین ببرد.

اگر چه پایه های مادی مناسبات تولیدی سوسیالیستی در درون نظام سرمایه داری بوجود می آید، خود روابط سوسیالیستی تحت هیچ شرایطی نمی تواند در درون نظام سرمایه داری بوجود آید. سرمایه داری نیروهای مولده را رشد میدهد و همین رشد یک تضاد اصلی را نیز بوجود می آورد، از سوئی نیروهای مولده جمعی می شوند ولی از سوی دیگر روابط تولیدی خصوصی(مالکیت خصوصی بر ابزار تولید) است. به عبارت بهتر در دوران سرمایه داری، رشد نیروهای مولده، تضاد کار و سرمایه زمینه و شرایط مادی انقلاب کمونیستی را فراهم می سازد. شرایط عینی برای انقلاب کمونیستی مهیا می شود.

انقلاب کمونیستی اولین انقلاب در تاریخ بشریت است که طبقۀ استثمار شده با آگاهی طبقاتی خود و با شناخت نسبی از روابط تولیدی آینده و برای از بین بردن تناقض بین نیروهای مولده و روابط تولیدی دست به انقلاب می زند.

انقلاب کمونیستی یک انقلاب جهانی است. به عبارت دیگر انقلاب کمونیستی همچون زمین لرزۀ سیاسی است که مرکز آن می تواند در کشور و یا کشورهائی باشد ولی شرط پیروزی آن گسترش امواج این زمین لرزۀ سیاسی به سایر نقاط و کشورهاست. در غیر اینصورت همچون انقلاب اکتبر علیرغم جانفشانی های پرولتاریای روسیه، انقلاب ایزوله شده و سر انجام رو به انحطاط خواهد گذاشت. روابط تولید سوسیالیستی تنها در مقیاس جهانی امکان پذیر است و نمی توان جزایر سوسیالیستی در درون نظام سرمایه داری تشکیل داد.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
کمونیست چپ روسیه.pdf
767.7 KB
در مقابل وارونه سازیها، دروغها و عوامفریبهای حزب توده، تاریخ حقیقی کمونیست چپ روسیه را مطالعه کنید!

حزب توده قرارداد برست- لیتوفسک را بهانه قرار داده و طی نوشته ائی 2 قسمتی تحت عنوان «صلح برست- لیتوفسک، آغاز ساختمان سوسیالیسم، بیماری «چپ گرایی»» با وارونه سازیها، دروغ ها، عوامفریبی ها و با شارلاتانیسم حمله ددمنشانه و زبونانه ای را علیه کمونیسم و سالهای قهرمانه انقلاب اکتبر براه انداخته است. به دروغ متوسل شده است، به هر مستمسکی چنگ انداخته است، سیاه را سفید کرده است تا یک روایت ناسیونالیستی از انقلاب اکتبر ارائه دهد، لنین را تا سطح یک ناسیونالیست روس تنزل داده است، کمونیسم چپ را، چپ روان بی تجربه، کودکانه و نادان توصیف کرده است. اما تاریخ را همیشه فاتحان ننوشته اند و حزب توده به شعور نداشته اش خندیده است، حافظه های تاریخی زنده هستند و از همه مهمتر کمونیسم همچنان زنده است و تنها افق برای بشریت است.

حزب توده در مهر 1320 و در راستای سیاست خارجی و اهداف امپریالیستی شوروی و با چراغ سبز بریتانیا و در راستای منافع متفقین شکل گرفت. بدنبال شکلگیری جنگ سرد، در راستای اهداف سیاست خارجی شوروی انجام وظیفه کرد. وظیفه حزب