صدای انترناسیونالیستی
386 subscribers
110 photos
2 videos
41 files
146 links
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Download Telegram
to view and join the conversation
تسخیر کارخانه.pdf
695.3 KB
تسخیر کارخانه یا تسخیر قدرت سیاسی؟


گرایشات کلام رادیکال چپ سرمایه با مسخ مفاهیم و واژه های مارکسیستی، تبیینی سرمایه پسند از حوادث اجتماعی ارائه میدهند و با کلام رادیکال خاک در چشم کارگران می پاشند. چپ سرمایه تحت عنوان «اِشغال کارخانه»، «کنترل کارگری»، «مدیریت کارگری» و... کارگران را ترغیب میکند با فداکاری کارخانجات و موسسات ورشکسته را بازسازی کنند، استثمار خودشان را سازماندهی کنند و روند انباشت سرمایه را تضمین کنند. تمام فداکاریها و جانفشانیهای کارگران برای سرمایه نیز، دفاع جمعی کارگران از موقعیت شغلی و مقابله با سناریوی بیکاری و فلاکت اقتصادی توصیف می شوند.

جدال کمونیستها با دیگر گرایشات در این زمینه قدمتی بیش از صد ساله دارد. زمانیکه بدنبال انقلاب اکتبر و در جریان موج انقلاب جهانی، اعتراضات کارگری در ایتالیا به شکل گسترده ای شکل گرفت، جدال بر سر تسخیر کارخانه یا تسخیر قدرت سیاسی نیز بالا گرفت. گرامشی از قهرمانان جنبش «تسخیر کارخانه» و بوردیگا از تئوریسن های «تسخیر قدرت سیاسی» بود.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists

وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
"فیلسوفان تنها جهان را به شیوه‌های گوناگون تفسیر کرده‌اند، مسئله تغییر آن است." مارکس

مارکس، انسان پُر شوری که بخاطر افکار و فعالیتهای انقلابی اش مجبور به ترک آلمان شد، به فرانسه رفت، اخراجش کردند. به بلژیک رفت اخراجش کردند، سرانجام مجبور شد مابقی عمر پر بار خود را در فقر و تنگدستی در لندن سپری نماید. اندیشمندی که برای تحقیقات خود همیشه قادر به پرداخت ورودی کتابخانه موزه انگلیس نبود و برای خرید کاغذ جهت نوشتن آثار خود مجبور بود، کت خود را گرو بگذارد.

در رابطه با شرایط زندگی خود و خانواده اش، مارکس طی نامه ای به رفیق خود انگلس چنین می ‌نويسد:

«همسرم مريض است. جنی کوچکم مريض است. طفلک نوعی تب عصبی دارد. نتوانستم و نمی ‌توانم پزشکی را به بالينش بياورم. برای اینکه پول داروی او را ندارم. اکنون ۸ تا ۱۰ روز است که خانواده را با نان و سيب ‌زمينی سيرکرده ام و البته نمی‌ دانم که آيا امروز هم قادر خواهم بود، آن را تهيه کنم . و یا نه.»

بورژوازی سالها و دهه ها است که با صرف هزینه های زیادی، کمپین ضدیت با بزرگترین دشمن طبقاتی خود، مارکس را به اشکال گوناگون، برای واژگون جلوه دادن تئوریها و اندیشه های انقلابی مارکس پیش برده است. ایدئولوگهای سرمایه همیشه در تقلا هستند تا القاء کنند که تحقق ایده های مارکس منجر به بلوک شرق سابق، کوبا، کره شمالی، کامبوج، کولاک، جنگ و ... خواهد شد، تا در روند تکامل آگاهی طبقاتی پرولتاریا سم پاشی کنند. جنایات سرمایه داری به حساب مارکس نوشته شده است و دستگاه تبلیغاتی بورژوازی برای به لجن کشیدن تئوریهای انقلابی او به هر اقدام کثیفی دست زده است. کشتار امپریالیستی میلیونها انسان، قحطی ناشی از سرمایه داری، جنگ امپریالیستی، ترور سیاه سرمایه داری و ده ها جنایت دیگر سرمایه داری از عواقب تئوریهای مارکس وانمود داده می شود.

اخیرا سرمایه داران و موسسات آلمانی، از یک سو، به شیوۀ جدیدی برای به لوث کشیدن تئوریهای انقلابی مارکس دست زده اند و از سوی دیگر بفکر کسب درآمد و بهره برداری مالی از نام مارکس شده اند. بمناسبت تولد مارکس، اسکناس «صفر یوروئی» با عکس مارکس، سکه ضرب شده با چهره مارکس، آبجو مارکس، شراب مارکس و ده ها کالای دیگر برای فروش، بخصوص در مراکز گردشگری عرضه می شوند. مارکسیسم نه در مجسمه های مارکس، نه در سکه های ضرب شده بنام مارکس، نه در آبجو مارکس، نه در... بلکه در نبرد طبقاتی کارگران، در آگاهی طبقاتی پرولتری، در انقلاب کمونیستی تجسم پیدا میکند.

مارکس قبل از اینکه یک اقتصاد دان باشد، قبل از اینکه یک جامعه شناس باشد، قبل از اینکه یک فیلسوف باشد، یک انقلابی بود که برخلاف فیلسوفان در فکر تغییر جهان بود. بعنوان اندیشمند پرولتاریا تمام عمر پُر بار خود را در فقر و تنگدستی صرف تغییر جهان کرد، او کشف کرد، مبارزه طبقاتی موتور حرکت تاریخ است و اینکه این مبارزه طبقاتی در روند خود، توسط گورکن سرمایه داری، پرولتاریا، به دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا منتهی خواهد شد. او کشف کرد، دیکتاتوری پرولتاریا موجد جامعه بدون طبقه، جامعه کمونیستی خواهد بود.

علیرغم همه اینها باید تاکید کرد که این مارکس نبود که با نبوغ خودش کمونیسم را برای طبقه کارگر به ارمغان آورد، بلکه برعکس این طبقه کارگر بعنوان یک طبقه اجتماعی بود که مارکس را از بین تئوریسین های گوناگون بعنوان اندیشمند خود برگزید تا تئوری رهائی این طبقه اجتماعی را تدوین کند. انتشار مانیفست کمونیست قبل از هر چیز بیانگر آن بود که یک طبقه اجتماعی، به درجه ای از بلوغ اجتماعی رسیده که مانیفست خود را در مقابل سرمایه داری ارائه دهد. کمونیسم علمی دیگر به یک واقعیت در جامعه تبدیل شد و مارکس پرچمدار و اندیشمند این طبقه اجتماعی بوده و همچنان خواهد بود.

مارکسیسم نه مذهب است و نه ایدئولوژی. نه به گرامیداشت های بورژوازی مابانه نیازی دارد و نه با لجن پراکنی های ایدئولوگهای بورژوازی ضرورت خود را از دست میدهد، مارکسیسم در تضاد کار و سرمایه مفهوم پیدا می کند. تا جامعه طبقاتی وجود دارد، تا استثمار انسان از انسان وجود دارد، تا مبارزه طبقاتی وجود دارد، مارکسیسم نه تنها زنده است، بلکه تنها تئوری رهائی بردگان مزدی از جهنم سرمایه است. تنها در جامعه کمونیستی است که مارکسیسم به «گذشته» تعلق خواهد داشت.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
مرامنامه.pdf
709.1 KB
مرامنامه فرقه کامونست «بولشویک» ایران

بعد از این فرقه ما مبارزه صنفی [طبقاتی] را مداومت داده [و] برای سوسیالیسم و حکومت شوروی کوشش میکند که بدون آن ملل مظلوم هیچوقت از چنگ پولادین جهانگیر و سرمایه داران خلاص نمیتوان شد.

مقصود و مسلک ما مساوات و برابری اقتصادی و سیاسی بنی نوع بشر است و اینمرام و مقصود را هم با معاونت و یاری فقرا و رنجبران دنیا نائل خواهیم گردید، با یاری و معاونت رنجبران فقیر که لوای سرخ انقلاب سوسیالیسم را بلند کرده، شعار بزرگ "رنجبران فقیر جمیع ممالک متحد شوید!" اعلان کرده اند.

فرقه کامونیست بولشه ویک ایران یکی از اعضای بین الملل کامونیست سیم بوده اعتماد تام بغلبه رنجبران فقیر دنیا داشته و میداند که اصول سرمایه داری غرب دورۀ اخیره خود را طی میکند، رسیده است آنروز که از این اسارت و ظلمت عمله و رنجبران دنیا خلاص شده مساوات حقیقی در میان مردم بعمل آید.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
درسهائی_از_اعتصابات_و_مبارزات_کارگری.pdf
2.1 MB
درسهائی از اعتصابات و مبارزات کارگری

این جزوه بدنبال اعتراضات شکوهمند کارگری پائیز 1397 به زبانهای فارسی و انگلیسی نگاشته شده است و روایت و افق انترناسیونالیستها را از مبارزات و اعتصابات کارگری ارائه میدهد. با توجه به اعتراضات اخیر کارگری و بعضی ابهام آفرینی ها، آنرا مجددا منتشر میکنیم.

فهرست مطالب:
• مقدمه
• نقش طبقه کارگر در تولید ارزش اضافی
• شلاق زدن کارگران
• خودکشی کارگران
• اعتصاب معلمان
• اعتصاب رانندگان و کامیون داران
• اعتصاب کارگران ماشین سازی هپکو
• اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد
• اعتصاب کارگران هفت تپه
• نقش زنان در اعتراضات و اعتصابات کارگری
• مدافعان بردگی مزدی در لباس کارگر
• سرکوب رهبران کارگری
• جنبش دانشجوئی در خدمت جنبش کارگری
• نقش مدیای بورژوازی
• همبستگی طبقاتی
• بخش خصوصی یا دولتی
• اتحادیه های کارگری در مقابل طبقه کارگر
• تجربه شرکت واحد
• مدیریت کارگری
• شوراهای کارگری
• وظایف انترناسیونالیستی
• یادداشتها
• خطوط اصلی مواضع


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
کمونیزم کارگری وجدان رادیکال چپ سرمایه

در دفاع از مارکسیسم و در مقابل به لجن کشیدن اهداف و آرمانهای پرولتری از سوی جناح چپ سرمایه، انترناسیونالیستها سلسله مقالات «کمونیزم کارگری وجدان رادیکال چپ سرمایه» را از افق انترناسیونالیستی به زبانهای فارسی و انگلیسی منتشر می کنند. سری مقالات، کمونیزم کارگری را از شکلگیری هسته اولیه آن تا اضمحلال کمونیزم کارگری به احزاب و محافل بررسی میکند و نشان میدهد که این گرایش فکری، بعنوان جناح چپ بورژوازی، در تمامی حوادث اجتماعی بر علیه طبقه کارگر و مبارزه طبقاتی بوده است. سری مقالات را بخوانید و خواندن آنها را به دیگران توصیه کنید. برای مطالعه مقالات به سایت صدای انترناسیونالیستی مراجعه کنید.

بخش اول:
• مقدمه
• آذرخش
• سهند، هوادار اتحاد مبارزه در راه آرمان طبقۀ کارگر
• گرایش خط 3 و اتحاد مبارزه در راه آرمان طبقه کارگر
• سهند و مبارزۀ ضدامپریالیستی
• خمینی خرده بورژوا

بخش دوم:
• تغییر نام از «سهند» به اتحاد مبارزان کمونیست
• ایدئولوژی مارکسیست – لنینیستی اتحاد مبارزان کمونیست
• کشور اتحاد مبارزان کمونیست
• اتحاد مبارزان کمونیست و جنبش "کمونیستی" ایران
• اتحاد مبارزان کمونیست و جناح تئوکراتیک بورژوازی

بخش سوم:
• انقلاب 1357 ایران از منظر اتحاد مبارزان کمونیست
• مفهوم مارکسیستی انقلاب اجتماعی
• انقلاب دمکراتیک از منظر اتحاد مبارزان کمونیست
• پس گرفتن انقلاب دمکراتیک
• دزدی آثار دیگران

بخش چهارم:
• مباحث اقتصادی اتحاد مبارزان کمونیست
• مفهوم مارکسیستی مافوق سود
• ارزش نیروی کار و اتحاد مبارزان کمونیست
• بهرۀ مالکانۀ مطلق و اجارۀ تفاضلی
• مفهوم مارکسیستی انباشت سرمایه
• برنامه حداقل اتحاد مبارزان کمونيست

بخش پنجم:
• جنگ و اتحاد مبارزان کمونیست
• عصر جنگهای امپریالیستی و عصر انقلابات کمونیستی
• دلایل شکل گیری جنگ امپریالیستی ایران و عراق از نگاه چپ سرمایه
• گوشت دم توپ کردن کارگران در جبهه دفاع از جنگ امپریالیستی
• رای به اعتبارات جنگی
• افلاس اتحاد مبارزان کمونیست
• کمونیزم کارگری و دیگر جنگها
• اتحاد مبارزان کمونیست و کودتا

بخش ششم:
• بازسازی خط 3 تحت عنوان مارکسیسم انقلابی
• تشکیل تنها حزب کمونیست دنیا
• بوندیسم و حق ویژۀ کومله
• مارکسیسم یا نارسیسیسم

بخش هفتم:
• کمونیزم کارگری و استالینیزم
• کمونیزم کارگری و مائوئیسم
• کمونیزم کارگری و دولت گذار
• کمونیزم کارگری و سوسیالیزم در یک کشور
• سوسیالیسم یا سرمایه داری دولتی

بخش هشتم:
• مکان تاریخی کمونیزم کارگری
• کمونیزم کارگری و کمونیست چپ
• کمونیزم کارگری و اتحادیه های کارگری
• کمونیزم کارگری و مسئله ملی
• کمونیزم کارگری و استقلال کردستان
• کمونیزم کارگری و پارلمانتاریسم
• کمونیزم کارگری و دمکراسی

بخش نهم:
• زمینه های فراکسیون کمونیزم کارگری
• کمونیسم کارگری چیست؟
• کمونیزم کارگری و معضل کارگری

بخش دهم:
• کمونیزم کارگری و کسب قدرت سیاسی
• کمونیزم کارگری ایدئولوژی شخصیتها
• کمونیزم کارگری و رابطه با دولتهای خارجی

بخش یازدهم:
• ایدئولوژی مارکسیسم- حکمتیسم
• کمونیزم کارگری و غربگرائی
• کمونیزم کارگری و گارد آزادی

بخش دوازدهم:
• اضمحلال کمونیزم کارگری
• کمونیزم کارگری و سر خط نبودن آن
• دو تکه شدن حزب کمونیست کارگری
• کمونیزم کارگری و ادعان به شکست
• پراتیک کمونیزم کارگری از جنس کمونیزم بورژوایی است
• بحرانهای بعدی
• کلام آخر و جمعبندی


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
UnionHekmatistF.pdf
771.3 KB
نقش اتحادیه های کارگری بعنوان نهاد سرمایه و عوام فریبی حکمتیست ها

هر دو جناح حزب حکمتیست هم جناح مدرسی و هم جناح «رحمان حسین زاده» مرگ «باب کرو» را بهانه ای قرار دادند تا در به لجن کشیدن ارزشهای کمونیستی و کارگری سنگ تمام بگذارند. هر دوی این جناحها ابراز میدارند که تنها گرایشی هستند که همچنان به «کمونیزم کارگری» ناب حکمتی وفادار هستند و در دعواهای خانوادگی شان دیگر گرایشات «کمونیزم کارگری» را بورژوائی ارزیابی می کند. در تقلای شبانه روزی هستند تا القا کنند که مذهب «کمونیزم کارگری» همان کمونیزم واقعی یعنی تئوری رهائی کارگران است.

در شرایط کنونی مبارزه مستقل کارگران خارج از چهارچوب اتحادیه ها و در روند آن از طریق کمیته های کارخانه، مجامع عمومی کارگری روش مبارزه کارگری هستند که با تکامل و شدت گرفتن مبارزه طبقاتی شکل شوراهای کارگری بخود خواهد گرفت. هر گونه توهم پراکنی در مورد اتحادیه های کارگری و فعالیت اتحادیه ای سم کشنده ای است علیه مبارزه طبقاتی و تنها در خدمت تداوم بردگی مزدی و در راستای جاودان ساختن جهنم سرمایه داری است. باید ماهیت ضد کارگری، ضد کمونیستی و بورژوا پسند حکمتیست ها را افشا نمود.
ParliamentarismF.pdf
821.5 KB
پارلمانتاریسم یعنی قانونیت بخشیدن به بردگی مزدی

در دمکرات ترین کشورها نیز دیکتاتوری سرمایه اعمال می شود، چرا که وسائل تولیدات ذهنی و افکار عمومی در دست بورژوازی است و کارگران و توده های محروم هیچ دخالتی در امور جامعه ندارند. آزاد ترین و دمکراتیک ترین انتخابات نیز یک نوع عوامفریبی علیه طبقه کارگر است و مانع اعمال قدرت کارگران است. آزاد ترین انتخابات پارلمانتاریستی در راستای تضعیف مبارزۀ طبقاتی و هدایت مبارزۀ طبقاتی به کانالهای قانونی و سپس هم سترون کردن آن است. دمکراتیکترین و شفاف ترین انتخابات پارلمانتاریستی در راستای ایجاد تشتت در آگاهی طبقاتی است.

شرکت در انتخابات پارلمانتاریستی تحت هر عنوانی و یا تحریم انتخابات، تنها به توهم پارلمانتاریسم دامن میزند. وظیفۀ اصلی پارلمان قانونیت بخشیدن به بردگی مزدی است. نه پارلمانتاریسم بلکه طبقه کارگر تنها طبقه اجتماعی است که می تواند به بربریت و وحشیگری سرمایه داری پایان دهد. تا زمانیکه گورکن نظام بربر سرمایه داری، طبقۀ کارگر به وظیفۀ تاریخی خود یعنی درهم شکستن جهانی سرمایه داری از طریق انقلاب کمونیستی و جایگزینی آن از طریق شوراهای سراسری کارگری عمل نکرده، وضعیت طبقۀ..
WageSlaveryF.pdf
630.1 KB
الغاء بردگی مزدی یا سازماندهی استثمار کارگران؟

اخیرا دستگاه قضایی بورژوازی واگذاری مالکیت شرکت هفت تپه به بخش خصوصی را باطل اعلام کرد و قرار است مالکیت شرکت مجددا به مالکیت دولتی بازگردد. تریبون های تبلیغاتی راست و چپ سرمایه، دولتی و غیر دولتی گوی سبقت را در رقابت از هم ربودند تا خبر این پیروزی بزرگ را سر تیتر خود قرار دهند. خبرگزاری فارس از قاطعیت دستگاه قضایی خبر داد، دنیای اقتصاد از بازگشت نیشکر هفت تپه به بیت المال خبر داد، روزنامه جوان از بازگشت شیرین هفت تپه سخن راند. بنگاههای تبلیغاتی امپریالیستی بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا و... این پیروزی چشمگیر را گزارش دادند. از تروتسکیستها تا استالینیستها، از سندیکالیستها تا حکمتیستها، از... همگی بر این پیروزی درخشان و تاریخی تاکید کردند... سوال اساسی که مطرح میشود این است آیا تغییر حقوقی مالکیت یک شرکت یا کارخانه پیروزی تاریخی برای طبقه کارگر است؟

تنها زمانی که قدرت سیاسی در دست طبقه کارگر است کنترل کارخانه میتواند حرکتی انقلابی و در راستای سوسیالیسم باشد، زمانیکه سرمایه داری حاکم است، کنترل کارخانه و بدست گرفتن امور داخلی کارخانه در راستای حفظ نظام ...
تسخیر کارخانه.pdf
695.3 KB
تسخیر کارخانه یا تسخیر قدرت سیاسی؟


گرایشات کلام رادیکال چپ سرمایه با مسخ مفاهیم و واژه های مارکسیستی، تبیینی سرمایه پسند از حوادث اجتماعی ارائه میدهند و با کلام رادیکال خاک در چشم کارگران می پاشند. چپ سرمایه تحت عنوان «اِشغال کارخانه»، «کنترل کارگری»، «مدیریت کارگری» و... کارگران را ترغیب میکند با فداکاری کارخانجات و موسسات ورشکسته را بازسازی کنند، استثمار خودشان را سازماندهی کنند و روند انباشت سرمایه را تضمین کنند. تمام فداکاریها و جانفشانیهای کارگران برای سرمایه نیز، دفاع جمعی کارگران از موقعیت شغلی و مقابله با سناریوی بیکاری و فلاکت اقتصادی توصیف می شوند.

جدال کمونیستها با دیگر گرایشات در این زمینه قدمتی بیش از صد ساله دارد. زمانیکه بدنبال انقلاب اکتبر و در جریان موج انقلاب جهانی، اعتراضات کارگری در ایتالیا به شکل گسترده ای شکل گرفت، جدال بر سر تسخیر کارخانه یا تسخیر قدرت سیاسی نیز بالا گرفت. گرامشی از قهرمانان جنبش «تسخیر کارخانه» و بوردیگا از تئوریسن های «تسخیر قدرت سیاسی» بود.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists

وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
بیاد انترناسیونالیستهای جبهۀ مارکس-لنین-لوکزامبورگ

جریان موسوم به جبهۀ مارکس-لنین-لوکزامبورگ یک جریان کمونیست چپ بود که در اوایل 1940 در شرایط تسلط نازیستها بر هلند شکل گرفت و ارگان آن اسپارتاکوس یک هفته در میان در تیراژ 5000 نسخه در شرایط مخفی منتشر می شد. جبهه فعالیت مهمی در مقابل اقدامات ضد یهودی نازی ها و همچنین در اعتصابات کارگری آندوره و بویژه اعتصاب فوریه 1941 داشت.

در بازه زمانی 24 فوریه تا 6 مارس 1942 ، تقریباً همه اعضای جبهه توسط گشتاپو دستگیر شدند. رهبران جبهه به جرم خرابکاری به اعدام محکوم شدند. همگی آنها در 13 آوریل 1942 هنگام سر بر خاک افکنده شدن، سرودی را خواندند که بخاطر آن زندگیشان را فدا میکردند: سرود انترناسیونال.
دمکراسی بورژوایی

بورژوازی خود محصول یک پروسۀ تکامل در شیوۀ تولید و مبادله بوده است. رشد اقتصادی سرمایه داری و تبدیل آن به یک روابط تولیدی حاکم، نیازمند روابط اجتماعی و سیاسی بود که در آن شهروندان جامعه در مقابل قانون از حقوق یکسان و برابر برخوردار باشند و آزادانه مبادرت به خرید و فروش نیروی کار کنند. در چنین زمینه ائی بود که دمکراسی بورژوائی جایگزین فئودالیسم گردید. دمکراسی بار طبقاتی دارد. لنین این مسئله را بروشنی توصیف می کند:

"«دائما» فراموش می کنند که نابودی دولت نابودی دمکراسی نیز هست و زوال دولت زوال دمکراسی است. چنین ادعائی در نظر اول بینهایت عجیب و نامفهوم بنظر میرسد، شاید حتی برای کسانی هم این بیم تولید شود که آیا ما در انتظار فرا رسیدن آن چنان نظام اجتماعی نیستیم که در آن اصل تبعیت اقلیت از اکثریت مراعات نگردد زیرا بالاخره دمکراسی همان تصدیق یک چنین اصلی هم هست؟ نه، دمکراسی با تبعیت اقلیت از اکثریت همانند نیست. دمکراسی عبارت از دولتی است که تبعیت اقلیت از اکثریت را تصدیق دارد یعنی سازمانی است برای اعمال قوه قهریه سیستماتیک یک طبقه بر طبقه دیگر یعنی بخشی از اهالی بر بخش دیگر."

واقعیت این است که ایدئولوگهای بورژوائی بعنوان بخشی از رو بنای جامعه طبقاتی وظیفه دارند حقانیت جامعه وارونه را نشخوار کنند. بخاطر وجود ایدئولوگها و امکانات بی اندازه آنها است که ایده حاکم ، ایده طبقه حاکم می شود. مارکس بروشنی این مسئله را به شکل زیر توضیح میدهد:

"افکار طبقه حاکم در هر دوران افکار حاکم هستند. یعنی طبقه ای که نیروی حاکمۀ مادی جامعه است، در عین حال نیروی حاکمۀ معنوی آن نیز هست. طبقه ای که وسایل تولید مادی را در اختیار دارد، در نتیجه وسایل تولید ذهنی را تحت کنترل خواهد داشت، بنحویکه افکار آنهائی که فاقد وسایل تولید ذهنی هستند در کل تابع آن است... بنابراین مادام که آنها بعنوان یک طبقه حکومت می کنند و حدود و دایرۀ یک دوران تاریخی را تعیین می نمایند، بدیهی است که این کار را در همۀ ابعاد آن بعمل می آورند، لذا بعنوان متفکران، بعنوان تولید کنندگان افکار نیز حکومت می کنند و تولید و توزیع اندیشه های عصر خویش را تنظیم می نمایند: بدین سان افکار آنان افکار حاکم آن دوران است."

در دمکرات ترین کشورها نیز دیکتاتوری سرمایه اعمال می شود، چرا که وسائل تولیدات ذهنی و افکار عمومی در دست بورژوازی است و کارگران و توده های محروم هیچ دخالتی در امور جامعه ندارند. آزاد ترین و دمکراتیک ترین انتخابات نیز یک نوع عوامفریبی علیه طبقه کارگر است و مانع اعمال قدرت کارگران است. آزاد ترین انتخابات پارلمانتاریستی در راستای تضعیف مبارزۀ طبقاتی و هدایت مبارزۀ طبقاتی به کانالهای قانونی و سپس هم سترون کردن آن است. دمکراتیکترین و شفاف ترین انتخابات پارلمانتاریستی در راستای ایجاد تشتت در آگاهی طبقاتی است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
"هیجدهم برومر لوئی بناپارت" کتابی است به قلم مارکس که درباره تاریخچه کودتا (کودتای۲ دسامبر ۱۸۵۱ لوئی بناپارت در فرانسه) به درخواست دوست مارکس ژوزف ویدمیر نوشته شد. در پیشگفتار مارکس بر چاپ دوم آلمانی چنین می خوانیم:

از بین آثاری که به تقریب در همان دوره به این موضوع پرداخته اند تنها دو اثر شایسته اعتنا وجود دارد: ناپلئون صغیر، از ویکتورهوگو، و کودتا نوشته پرودن.

ویکتور هوگو به این اکتفا می کند که سرکرده مسئول کودتا را به باد ناسزاهای زهرآگین و شوخ چشمانه بگیرد. خود رویداد به نظر وی همچون رعد و برقی ناگهانی در آسمان صاف است. وی در این کودتا فقط ضرب شست یک فرد را می بیند. و متوجه نیست که با نسبت دادن چنین نیروی ابتکار شخصی بی سابقه ای در تاریخ به لوئی بناپارت به جای کوچکتر کردن او بر اهمیت وی می افزاید.

پرودن، اما می کوشد کودتا را به عنوان نتیجه تحولات تاریخی قبلی در نظر بگیرد. ولی قلم در دست وی چنان می چرخد که تکوین تاریخی کودتا به ستایش تاریخی از قهرمان کودتا تبدیل می شود، پرودن، بدین سان چه اشتباهی که همه مورخان به اصطلاح عینی نگر ما گرفتار آن اند دچار می شود.

و اما خود من، من، برعکس، نشان می دهم که نبرد طبقاتی در فرانسه چگونه اوضاع و احوال و وضعیتی به وجود آورد که در نتیجه آن ها آدم کم مایه دلقک مآبی توانست قیافه قهرمانان را به خود بگیرد...سخن آخراینکه، من امیدوارم که مطالعه کتاب حاضر به کنار زدن اصطلاحی که این روزها، بویژه در آلمان، سخت بر سر زبانها است کمک کند، منظورم اصطلاح سزاریسم یا نظام قیصری است. آنان که اصطلاحی از این گونه را به کار می برند، و رویدادهای کنونی فرانسه را با آنچه در رم پیش آمده بود از دیدگاه تاریخی به طور سطحی مقایسه می کنند در واقع یک نکته اصلی را در نظر نمی گیرند، و آن اینکه، در روم باستان، نبرد طبقاتی تنها در بین اقلیتی ممتاز، یعنی در بین شهروندان ثروتمند و شهروندان فقیرآزاد جریان داشت، در حالی که توده عظیم جمعیت مولد، تنها در حکم سکوی بی حرکتی در زیرپای مبارزان بود. سیسموندی خوب گفته بود که:

"پرولتاریای رومی از قبل جامعه می زیست، در حالی که جامعه مدرن به هزینه پرولتاریا زندگی می کند."

این نکته ای است که خیلی ها فراموش اش می کنند. با توجه به تفاوت کامل شرایط مادی یا اقتصادی نبردهای طبقاتی در جهان باستان و در دوران مدرن، فرآوردهای سیاسی این نبردها همانقدر با هم شبیه اند که سراسقف کانتربوری با سموئیل بنب در تورات.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
سوسیالیزم در یک کشور.pdf
1.5 MB
نگاهی به تز ضد مارکسیستی سوسیالیزم در یک کشور

در ادبیات مارکسیستی، سوسیالیسم و کمونیسم دو مفهوم جدا گانه ای نیستند بلکه برای توصیف جامعه ای بکار می روند که در آن شیوۀ تولید سوسیالیستی باشد. به عبارت دیگر توصیف جامعه ای بدون طبقه است که در آن جامعه، ابزار تولید اجتماعی و نه دولتی شده باشد. ما بعد از شیوه تولید سرمایه داری، تنها شاهد یک نوع شیوه تولید خواهیم بود، شیوۀ تولید سوسیالیستی (کمونیستی). فرق جامعه سوسیالیستی با کمونیستی در توزیع نعمات مادی است که در جامعۀ سوسیالیستی همچنان داغ محدودیت های بورژوائی را بر پیشانی خود خواهد داشت.

برای جنبش کمونیستی، نظام سرمایه داری یک سیستم جهانی بوده است و به تبع آن پرولتاریا نیز یک طبقه جهانی بوده است. لذا پاسخ پرولتاریا نیز منطقا جهانی بوده است و همچنان است.

بلشویکها آگاه بودند و تاکید می کردند که نباید از یاد برند که انقلاب آنها جزئی از انقلاب جهانی است و سرنوشت انقلاب سوسیالیستی روسیه به سرنوشت انقلاب آلمان و به عبارت بهتر به سرنوشت انقلاب جهانی وابسته است. آنها وظایف خویش را تنها از طریق افق انقلاب جهانی ترسیم میکردند، لنین در این زمینه چنین می‌نویسد :