cafe goldoon
27 subscribers
206 photos
3 videos
4 files
68 links
دنیای قهوه و دمنوش
.
گیلان
لنگرود/جاده لیلاکوه بعداز میدان مصلی/بالاتر از خیابان شهید آزموده
کافی شاپ گلدون
instagram:@cafe.goldoon
Download Telegram
to view and join the conversation
cafe goldoon
Photo
شرکت کننده شماره[ ۱۳ ]📸

@zahra.u.p
cafe goldoon
Photo
شرکت کننده شماره[ ۱۴ ]📸

@samare_ramzanpoor (پل خشتی)
cafe goldoon
Photo
شرکت کننده شماره[ ۱۵ ]📸

@sabereh_gh (اطاقور- روستای خورتای)
cafe goldoon
Photo
آخرین شرکت کننده📸
شرکت کننده شماره[ ۱۸ ]📸

@mah3a70 (پل خشتی_بقعه آقا سید حسین_بازار ماهی فروشان_حیاط آقا سید‌حسین)
cafe goldoon
Photo
آخرین شرکت کننده📸
شرکت کننده شماره[ ۱۸ ]📸

@mah3a70 (پل خشتی_بقعه آقا سید حسین_بازار ماهی فروشان_حیاط آقا سید‌حسین)
cafe goldoon
Photo
آخرین شرکت کننده📸
شرکت کننده شماره[ ۱۸ ]📸

@mah3a70 (پل خشتی_بقعه آقا سید حسین_بازار ماهی فروشان_حیاط آقا سید‌حسین)
cafe goldoon
Photo
آخرین شرکت کننده📸
شرکت کننده شماره[ ۱۸ ]📸

@mah3a70 (پل خشتی_بقعه آقا سید حسین_بازار ماهی فروشان_حیاط آقا سید‌حسین)
cafe goldoon
شرکت کننده شماره[ ۴ ]📸 • @habib_hazhir (اطاقور)
اعلام نتایج آرای شما در مسابقه #طبیعت_زیبای_لنگرود
لایک ها در دو عکس 👆🏻☑️
خیلی به هم نزدیک بود و تصمیم بر این شد ما دو برنده اعلام کنیم
نفر اول جناب آقای‌ @habib_hazhir به همراه یک نفر🌼🌸
و نفر دوم جناب آقای @naseralone به همراه یک نفر🌸🌼

ممنونیم از همه‌ی شما دوستان عزیز شرکت کننده و همراه🌸🌼🙏🏻

تبریک 👌🏻☑️👌🏻
cafe goldoon
Photo
اعلام نتایج آرای شما در مسابقه #طبیعت_زیبای_لنگرود
لایک ها در دو عکس 👆🏻☑️
خیلی به هم نزدیک بود و تصمیم بر این شد ما دو برنده اعلام کنیم
نفر اول جناب آقای‌ @habib_hazhir به همراه یک نفر🌼🌸
و نفر دوم جناب آقای @naseralone به همراه یک نفر🌸🌼

ممنونیم از همه‌ی شما دوستان عزیز شرکت کننده و همراه🌸🌼🙏🏻

تبریک 👌🏻☑️👌🏻
گاهی خوابت را می‌بینم
بی‌صدا
بی‌تصویر
مثلِ ماهی در آب‌های تاریک
که لب می‌زند و معلوم نیست
حباب‌ها کلمه‌اند،
یا بوسه‌هایی از دل‌تنگی
می‌خواهم از تو بنویسم
با نام‌ات تکیه‌گاهی بسازم
برای پرچین‌های شکسته
برای درخت گیلاس یخ‌زده
از لبان‌ات
که هلال ماه را شکل می‌دهند
از مژگان‌ات
که به فریب، سیاه به نظر می‌رسند

می‌خواهم انگشتان‌ام را
در میان گیسوان‌ات برقصان‌ام
برآمدگی گلوی‌ات را لمس نمایم
همان جایی که با نجوایی بی‌صدا
دل از لبان‌ات فرمان نمی‌برد

می‌خواهم نام‌ات را بیامیزم
با ستارگان
با خون
تا درون‌ات باشم
نه در کنارت
می‌خواهم ناپدید شوم
هم‌چون قطره‌ای باران
که در دریای شب گمشده است...


هالینا پوشْویاتُوسْکا
@cafe_goldoon
دلتنگم
برای نان مادرم
برای قهوه‌ی مادرم
و برای نوازشش.
کودکی‌ام
روز‌به‌روز در من بزرگ‌تر می‌شود.
عاشق زیستنم
چون مرگ
شرمسارم می‌کند از اشک مادرم.

روزی اگر برگشتم
من را مثل چارقدی بر چشمانت بکش.
استخوان‌هایم را با گیاهی بپوشان
که از قدم‌‌هایت متبرک است.
سخت در بندم کش
با طره‌ی مویی
با نخی آویزان از لباست
باشد که خدا شوم!
ته دلت را بخوانم
خدا می‌شوم.

اگر برگشتم
من را هیزم تنورت کن
بند رخت بامت کن.
من بی‌دعای خیرت
تاب ایستادن ندارم.
پیر شده‌ام
ستارگان کودکیم را بده
تا بازگردیم با جوجه‌پرندگان
به آشیانه‌ی انتظار تو🕊
https://goo.gl/sY5E1V